کد خبر: 20273
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - فروردین ۳۱, ۱۳۹۷
شوربختیِ مردِ مجرد به نظر می رسد مجرد ماندن سخت است. در پیری حرمتِ خود را به خطر انداختن و برای گذرانِ شبی در کنارِ دیگران تمنایِ پذیرش کردن، بیمار بودن،و از کٌنجِ بسترِ خود هفته ها به اتاقِ خالی چشم دوختن، همیشه جلویِ خانه خداحافظی کردن، هرگز شانه به شانهٔ همسرِ خود از پله... مطالعه بیشتر »

شوربختیِ مردِ مجرد

به نظر می رسد مجرد ماندن سخت است. در پیری حرمتِ خود را به خطر انداختن و برای گذرانِ شبی در کنارِ دیگران تمنایِ پذیرش کردن، بیمار بودن،و از کٌنجِ بسترِ خود هفته ها به اتاقِ خالی چشم دوختن، همیشه جلویِ خانه خداحافظی کردن، هرگز شانه به شانهٔ همسرِ خود از پله ها بالا نرفتن، در اتاقِ خود شاهدِ وجودِ دری فرعی بودن که به محیطِ زندگی دیگران باز می شود، شامِ خود را رویِ یک دست به خانه بردن، از سرِ بینوایی به بچه هایِ دیگران زُل زدن، محروم بودن از فرصت ِتکرار مکررِ این جمله که «من بچه ندارم»، رفتار و ظاهرِ خود را شبیهِ یکی دو مردِ مجردی کردن که به خاطراتِ دوران جوانی ات تعلق دارند.
وضعِ مردِ مجرد کم و بیش این گونه است. فقط این که هر آدمی در عالمِ واقعیتِ امروز و در آینده صاحبِ یک بدن و یک سرِ واقعی خواهد بود. بنابراین پیشانی ای هم خواهد داشت که با کفِ دست بر آن بکوبد.

✍️فرانتس کافکا
ترجمهٔ علی اصغر حداد

ارسال به تلگرام
برچسب ها:
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای