کد خبر: 19475
تعداد نظرات: 1 نظر
تاریخ انتشار: - فروردین ۳۰, ۱۳۹۷
سنجه های نادرست روانشناختیِ اخلاقی زیستن/نزیستن ۱️⃣گفته‌اند كسي اخلاقي است كه ديگران از او نرنجند و به ميزاني كه كسي از انسان برنجد غيراخلاقي‌تر است. اين نادرست‌ترين سنجه براي تعيين اخلاقي زيستن يا اخلاقي نزيستن است. در گذشته ميان درد و رنج لازم و درد و رنج غيرلازم تفكيك كرده و گفته بودم آنچه اخلاقي... مطالعه بیشتر »

سنجه های نادرست روانشناختیِ اخلاقی زیستن/نزیستن

۱️⃣گفته‌اند كسي اخلاقي است كه ديگران از او نرنجند و به ميزاني كه كسي از انسان برنجد غيراخلاقي‌تر است. اين نادرست‌ترين سنجه براي تعيين اخلاقي زيستن يا اخلاقي نزيستن است. در گذشته ميان درد و رنج لازم و درد و رنج غيرلازم تفكيك كرده و گفته بودم آنچه اخلاقي بودن انسان بر آن مترتب است اين است كه درد و رنج غيرلازم به كسي وارد نكند، والا درد و رنج لازم نه‌تنها با اخلاقي زيستن منافات ندارد، بلكه، خواهم گفت، اصولاً اخلاقي زيستن باعث مي‌شود كه درد و رنجهاي لازم به ديگران وارد آيد. هر اندازه هم كه درد و رنج لازم متراكم شود نشان نمي‌دهد كه انسان اخلاقي نزيسته است، البته عكس آن درست نيست، يعني اين طور نيست كه هر كس كه به ديگران درد و رنج لازم وارد مي‌كند اخلاقي زندگي مي‌كند. بنابراين، اين سخن فقط دربارة درد و رنجهاي غيرلازم درست است.

🔻نكتة ديگر اينكه اساساً ممكن نيست انسان طوري زندگي كند كه هيچ كس از او درد و رنج نبيند، چون درد و رنج ديدن يا نديدن به ديدگاه انسان بستگي دارد. به تعبير ديگر، درد و رنج خاصة افعال انسانها نيست، بلكه نسبتي است كه رفتار انسان با ديگران ايجاد مي‌كند و اينكه اين نسبت برقرار مي‌شود يا نه و چقدر درد و رنج‌زاست به ديدگاه ديگران بستگي دارد. اما ديدگاه همة انسانها هم عين يكديگر نيست، پس نتيجه مي‌شود كه ممكن نيست فعلي به همه درد و رنج وارد كند يا نكند، چون باورها، احساسات و عواطف و هيجانات و خواسته‌هاي انسانها باهم متفاوت است. بنابراين، انجام دادن كاري كه به هيچ كس رنج نرساند در وسع انسان نيست، چون يكي كردن ديدگاه همة انسانها در وسع انسان نيست.

🔻از سوي ديگر، علاوه بر اينكه اين كار ممكن نيست، لااقل به دو جهت مطلوب هم نيست: يكي اينكه بعضي از انسانها در يك باتلاقها و مردابهاي فرودين اخلاقي‌اي زندگي مي‌كنند كه وقتي از انسان راضي مي‌شوند كه انسان هم را به همان باتلاق و مرداب بكشانند و اين مطلوب نيست.( به تعبير قرآن: «لن ترضي عنك اليهود و النصاري حتي تتبع ملتهم».) البته هستند نوادري كه از انسان راضي نمي‌شوند مگر اينكه انسان به سطح بالايي برود كه آنها در آن هستند، اما اينان نادرند (هرچند من اين را هم مطلوب نمي‌دانم).

🔻يكي از مشكلاتي كه همرنگي با جماعت ايجاد مي‌كند اين است كه اگر انسان جوياي همرنگي با جماعت باشد مجبور خواهد شد كه فتيلة استعدادهاي اخلاقي و معنوي خود را پايين بكشد. به تعبير آكوئيني، در انسان هم ميل به فراروي هست و هم ميل به فروروي، اما ميل به فروروي بيشتر هست و بنابراين، بيشتر اطرافيان انسان مي‌خواهند او را به همان حدي كه خودشان فرورفته‌اند بكشانند. جهت دوم اين است كه به همان استدلالي كه انسان مي‌خواهد دل ديگران را به دست آورد به طريق اولي بايد دل خود را به دست آورد. همة كساني كه نمي‌خواهند ديگران را برنجانند يكي يا چند تا از سه دليل زير را به كار مي‌برند كه به موجب همين استدلالها انسان موظف است كه دل خود را به دست آورد.

🔹الف) ديگري را نبايد رنجاند چون موجودي است داراي علم و اراده و هر موجودي كه علم و اراده داشته باشد را نبايد از خود رنجاند. پيتر سينگر، فيلسوف اخلاق معروف استراليايي زمان ما، اين استدلال را به كار مي‌برد، چون به نظر او موجودي كه علم و اراده هر دو يا يكي را ندارد نه مستعد درد و رنج است و نه مستعد شادي و لذت. اين استدلال قابل قبول است و بنابر آن حتي كرمها هم استعداد درد و رنج و شادي و لذت دارند، چون اگر سوزني به آنها بزنيد خود را جمع مي‌كنند. اين استدلال همة كساني است كه گياهخوارند (البته اگر روزي معلوم شود كه گياهان هم درد و رنج عايدشان مي‌شود از خوردن آنها هم بايد دست كشيد). خود انسان هم علم و اراده دارد، پس به موجب همين استدلال به خود نيز نبايد درد و رنج رساند.

🔹ب) ديگري را نبايد رنجاند چون انسان است. خب خود ما هم انسان هستيم. قبلاً گفتم بيشتر ما طوري رفتار مي‌كنيم كه گويي ديگران مقصرند كه ديگران‌اند و من نيستند، يعني انسان كاري را كه دوست ندارد با خودش بكند با ديگران مي‌كند، گويي به زبان حال مي‌گويد تقصير خودشان است كه من نيستند، اما، از سوي ديگر، اقليتي هم هستند كه طوري رفتار مي‌كنند كه گويي مقصرند كه خودشان هستند. مثلاً اگر دوستشان بيمار شود او را نزد پزشك مي‌برند، اما خودشان را نه. البته اين اقليت شريف‌تر از آن اكثريت هستند، اما عمل اينها هم ظلم است.

🔹ج) ديگري را نبايد رنجاند، چون به ما نيكي كرده است. اين استدلال هم دربارة خود انسان صادق است، چون هيچ كس به اندازة خود ما به خودمان نيكي نكرده‌ايم. بنابراين، اگر امر دائر شد بين اينكه عمل اخلاقي‌اي كه انسان انجام مي‌دهد به ديگران درد و رنج وارد كند يا به خودش، البته بايد خود را ترجيح دهد؛ انسان چه حقي دارد كه به ديگران درد و رنج وارد نكند اما به خود وارد كند؟

۲️⃣ گفته‌اند كسي اخلاقي است كه محبوب همگان باشد و به ميزاني كه ديگران او را دوست دارند او اخلاقي است. يعني گويا محبوبيت سنجة اخلاقي زيستن است و اين غير از سنجة اولي است. اين سنجه هم به دو دليل مهم سنجة درستي نيست. الف) بسياري از انسانها هستند كه به خاطر قصور علم يا فهم يا قدرت تفكر يا تجارب زندگيشان نمي‌فهمند كه انسان چه خدمتي به آنها مي‌كند و بنابراين نزدشان محبوب نيست. معمولاً انسان متوجه نيست كه ديگران چه خدمت يا خيانتي در حق او مي‌كنند و بنابراين خادمان واقعي نزد او مبغوض مي‌شوند و خائنان واقعي محبوب. ب) بسياري از كارهاي اخلاقي اصلاً به آستانة آگاهي ديگران نمي‌رسد تا محبوبيت‌آور باشند، اما پيش‌فرض اين ادعا اين است كه هر عمل اخلاقي‌اي حتماً اثرش به ديگران مي‌رسد. بيشتر اخلاقي زيستنها نوعي ماجراجويي دروني انسانهاست، برخلاف حقوق كه كاملاً اثر بيروني دارد؛ هرچه در حقوق گفته‌اند كه بايد انجام داد به اين دليل است كه علي‌الاصول اثر مثبت بر ديگران دارد و برعكس، اما در اخلاق اين طور نيست.

۳️⃣سنجة ديگر سنجه‌اي است كه معمولاً روانشناسان به آن بيماري راضي كردن يا بيماري آرامش به هر قيمتي مي‌گويند. بنا بر اين ديد، كساني اخلاقي‌اند كه تا مي‌توانند ميان اطرافيان آرامش برقرار مي‌سازند و اجازه نمي‌دهند كه اختلاف ميان ديگران بالا بگيرد. اينها كساني‌اند كه همواره براي برقراري مصالحة ميان ديگران به يكي مي‌گويند: «حق با توست، ولي…» و به ديگري مي‌گويند: «حق با اوست، اگرچه…». اينان فكر مي‌كنند كه خير در اين است كه هميشه آرامش برقرار باشد و معمولاً هم قيمتش را خودشان مي‌پردازند و مجبور مي‌شوند مرتكب اعمال غيراخلاقي شوند و مثلاً دروغ بگويند. در حالي كه انسان وقتي بايد به دنبال برقراري آرامش باشد كه نداند حق با چه كسي است و چه كسي بر باطل است. اين مشكل هم از آنجاست كه به تفاوت ميان اخلاق و حقوق توجه نشده است: فونكسيون حقوق قضايي و به تبعش حقوق جزايي فيصله دادن نزاع است، چون نهاد حقوق قضايي و حقوق جزايي براي اين به وجود آمده است كه انسانها با فهم عرفيشان دانسته‌اند كه كار جامعه با نزاع پيش نمي‌رود و بايد نزاعها به حداقل ممكن برسند. از اين رو، به سراغ نهاد قضاوت رفته‌اند تا جامعه بتواند تداوم يابد، والا اگر بنا بود كه حق به حق‌دار برسد، آيا ممكن است طرفين نزاع كه خود از حاق واقع باخبرند به سراغ قاضي‌اي بروند كه بي‌خبر از حاق واقع است تا او نزاع را فيصله دهد؟ از اين رو دربارة قاضي گفته‌اند كه قاضي «جاهلٌ جالسٌ بين العالمَين» است. فونكسيون قضاوت رساندن حق به حق‌دار نيست، بلكه فيصلة نزاع است و بنابراين وقتي قاضي حق را به كسي مي‌دهد كه اسناد و مدارك حكم مي‌كند، هم كسي كه اسناد و مدارك محكمه‌پسند داشته راضي مي‌شود، چون قضاوت مطابق اسناد و مداركش بوده و هم كسيكه احتمالاً مظلوم واقع شده است، چون مي‌داند كه اسناد و مدارك محكمه‌پسند نداشته است. به تعبير پيامبر اسلام: «نحن القضاه نحكم علي الظواهر و الله يحكم علي السرائر».

۴️⃣ سنجة ديگر، كه متأسفانه در تربيت ما هم هست، اين است كه اخلاقي بودن انسان به ميزاني است كه كوتاه مي‌آيد، يعني به ميزاني كه ديگران چيزي را كه از او مي‌خواهند به دست آورند به دست بياورند. مي‌گويند كه پدر و مادر اسپينوزا، فيلسوف و انسان بزرگ و از معدود فيلسوفاني كه واقعاً‌ فيلسوفانه مي‌زيست، از دنيا مي‌روند و او و خواهرش وارثان آنها مي‌شوند، اما خواهرش مي‌خواست حق او را به او ندهد و اسپينوزا از او به دادگاه شكايت كرد و دو سال و نيم دادگاه آنها طول كشيد و نهايتاً اسپينوزا حق خود را گرفت و اين ماية تعجب همة كساني شد كه او را مي‌شناختند، كه چه طور كسي كه زندگي را سه‌طلاقه كرده بود دو سال و نيم در دادگاه حاضر شد تا ارثش را بگيرد. اما پس از اينكه اسپينوزا حق خود را گرفت در همان دادگاه همه را به خواهرش بخشيد و گفت انسانها بايد بدانند كه انسان اخلاقي بايد از حق خود دفاع كند، اما در عين حال بخشش هم داشته باشد. سخني كه از قول عيسي نقل كرده‌اند مبني بر اينكه اگر كسي به گونة راستت نواخت گونة چپت را هم مهيا كن، از اين ديدگاه قابل دفاع نيست (اما از ديدگاه اخلاق فضيلت قابل دفاع است)، يعني اينكه انسان نبايد آنقدر اهل كينه باشد كه اگر كسي به او ظلمي كرد چنان باشد كه گويي به او هديه داده‌اند.

🍎مصطفی ملکیان،روانشناسی اخلاق،جلسه ۴۶،موسسه پرسش

ارسال به تلگرام
برچسب ها:
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 1

فروردین ۳۱, ۱۳۹۷

besyar aali bood

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای