کد خبر: 37429
تعداد نظرات: 1 نظر
تاریخ انتشار: - اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۷
عیب کوچک جواني مي خواست زن بگيرد به پيرزني سفارش کرد تا براي او دختري پيدا کند. پيرزن به جستجو پرداخت، دختري را پيدا کرد و به جوان معرفي کرد و گفت اين دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگي فراهم خواهد کرد. جوان گفت: شنيده ام قد او کوتاه است پيرزن گفت:اتفاقا... مطالعه بیشتر »
عیب کوچک
جواني مي خواست زن بگيرد به پيرزني سفارش کرد تا براي او دختري پيدا کند. پيرزن به جستجو پرداخت، دختري را پيدا کرد و به جوان معرفي کرد و گفت اين دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگي فراهم خواهد کرد.

جوان گفت: شنيده ام قد او کوتاه است پيرزن گفت:اتفاقا اين صفت بسيار خوبي است، زيرا لباس هاي خانم ارزان تر تمام مي شود جوان گفت: شنيده ام زبانش هم لکنت دارد

پيرزن گفت: اين هم ديگر نعمتي است زيرا مي دانيد که عيب بزرگ زن ها پر حرفي است اما اين دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفي نمي کند و سرت را به درد نمي آورد

جوان گفت: خانم همسايه گفته است که چشمش هم معيوب است پيرزن گفت: درست است ، اين هم يکي از خوشبختي هاست که کسي مزاحم آسايش شما نمي شود و به او طمع نمي برد

جوان گفت: شنيده ام پايش هم مي لنگد و اين عيب بزرگي است پيرزن گفت: شما تجربه نداريد، نمي دانيد که اين صفت ، باعث مي شود که خانمتان کمتر از خانه بيرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خيابان گردي ، خرج برايت نمي تراشد

جوان گفت: اين همه به کنار، ولي شنيده ام که عقل درستي هم ندارد پيرزن گفت: اي واي، شما مرد ها چقدر بهانه گير هستيد، پس يعني مي خواستي عروس به اين نازنيني، اين يک عيب کوچک را هم نداشته باشد.

شاملو

 

ارسال به تلگرام
برچسب ها:
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 1

اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۷

تمام مطالبتون خوب هستند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای