کد خبر: 91470
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - تیر ۲۷, ۱۳۹۷
✅ میتوان تصور کرد حال و روز اهل قلمی را که میخواهند فارغ از چهره های برجسته ی روزگار، اندیشه های غالب زمانه و تشکل های مطرح عصر، برای خود بیندیشند و بر اساس معیاری که بدان نائل شده، گفتار، رفتار و مکتوبات هریک از این برجستگان و نامداران را مورد نقد مشفقانه و محترمانه... مطالعه بیشتر »

✅ میتوان تصور کرد حال و روز اهل قلمی را که میخواهند فارغ از چهره های برجسته ی روزگار، اندیشه های غالب زمانه و تشکل های مطرح عصر، برای خود بیندیشند و بر اساس معیاری که بدان نائل شده، گفتار، رفتار و مکتوبات هریک از این برجستگان و نامداران را مورد نقد مشفقانه و محترمانه قرار دهند.

✅ حال شما تصور کنید همین اهالی قلم از چنان خلق و خویی برخوردارند که دوستانشان، در ییلاقی ترین و قشلاقی ترین منطقه ی سیاسی منزل گزیده اند. از مومن تا ملحد. از محافطه کار تا سرنگون طلب. از پیروان مرحوم شریعتی تا سیدجواد طباطبایی. از سروش تا آرامش دوستدار. از آبادگران تا نیروهای ملی-مذهبی. از سلطنت طلبان تا جمهوری خواهان. از معتقدان به مالکیت عمومی و اقتصاد دولتی تا باورمندان به مالکیت خصوصی و اقتصاد بازار. در چنین هنگامه ای که هر یک از دوستان به مرادهای سیاسی ،فکری و تشکیلاتی شان عشق می ورزند تکلیف اهالی قلم چیست؟

✅ قولی از مارکس نقد میشود، دوست مارکسیست بر می آشوبد، عبارتی از آیزیا برلین مورد نقد قرار میگیرد، دوست لیبرال آزرده میشود، اعلامیه ی رضا پهلوی بررسی میشود، دوست سلطنت طلب واکنش نشان میدهد، آرای سیدجواد طباطبایی زیر ذره بین میرود، دوستدار این استاد،طعن و لعنی، حواله میکند و …..

✅ شخصیتهای سیاسی، فکری و تشکیلاتی،تبدیل به مسیحای جوانمردی شده اند که برای خود حواریونی دارند و این حواریون، پیش از آن که به متن توجه کنند سعی دارند لزوم پایبندی خود را به یک شخصیت، به یک مرام و عقیده، به یک اندیشمند و یا به یک تشکیلات سیاسی به اثبات برسانند.

✅ مهمترین واکنش پس از هر نقدی از طرف این مجذوبان ذوب شده عبارت است از : ۱٫ واکنش عاطفی بنا به علقه و مهری که به مراد سیاسی، فکری و تشکیلاتی خود دارند. ۲٫ طرح این اتهام که اهالی قلم برای مطرح کردن خود، به سراغ نامداران فکری و سیاسی و تشکیلاتی میروند. ۳٫ سخیف ترین و ویرانگرترین واکنش ، در این عبارت اشرافی و فئودالی جلوه گر میشود : ” اصلا شما کیستید که درباره ی مرادهای سیاسی، فکری و تشکیلاتی ما سخن میرانید! ” عجبا ! یعنی اهتمام و مساعی بیش از یک قرن ِ یک ملت، از مشروطه تا کنون، با مهر صادقانه ی این ذوب شدگان به مرادهای خود و تملک معصومانه شان از حقیقت، ناگهان دود میشود و به هوا میرود، چرا که به زبان عهد قجری اینان، قبله ی عالم ما فقط تفاوت کلم پیچ و هویج را میداند.

✅ اگر چه راه آمدن با علائق و عواطف حواریون، به مهارتی مشفقانه نیاز دارد اما با این اتهام که اهالی قلم برای مطرح کردن خود به سراغ مراد سیاسی، فکری و تشکیلاتی میروند، اصلا نمیتوان کنار آمد. همچنین نمیتوان کنار آمد با این تحکم و این زبان که مدعی است که فحش از دهن قبله ی عالم ما طیبات است و زهر از لب ایشان، نوش دارو. در این صورت باید همگان راه سکوت در پیش گیرند و از هراس این اتهامات پراکنده و گوناگون، قلمها را غلاف کنند.

✅ این مجذوبان ذوب شده به دو نکته عنایت ندارند :۱٫ چنان غرق در مرادهای سیاسی، فکری و تشکیلاتی خود هستند که هیچگاه گمان نمیبرند که از درون همین علائق پر مهر و بی شائبه شان ممکن است بتی دیگر تراشیده شود. عنایت ندارند با این مهر پیدا و ناپیدایشان، عملا امکان نقد را از دیگران سلب میکنند و باعث میشوند که خطاهای گذشته، بار دیگر تکرار شود. ۲٫ مجذوبان ذوب شده، عنایت ندارند که مراد سیاسی شان ممکن است در تهدید و تحدید به سر برد، اما این دلیل نمیشود که همه ی سخنانش را وحی منزل تصور کنیم، عنایت ندارند که مراد سیاسی شان ممکن است که سالها زندان و تبعید را با مشقت فراوان تجربه کرده، اما این دلیل نمیشود که هر متنی که مینویسد تمام حقایق را پوشش دهد و امکان اشتباه در تحلیلش نباشد. این مجذوبان ذوب شده، عنایت ندارند که تشکلشان ممکن است همواره، منتقد وضع موجود بوده باشد، سالها از قدرت کناره گرفته و هیچ نقشی در بسامان و نابسامانی های جامعه نداشته باشد اما این دلیل نمیشود هر اعلامیه ای که صادر میکند و هر موضعی که اتخاذ میکند، صائب باشد و ره به مقصد سلامت برد.

✅ این بت سازی های سیاسی ، فکری و تشکیلاتی، مگر پیش از این تجربه نشده و نابسامانی های امروز مگر مولود همین مطلقهای سیاسی، فکری و تشکیلاتی نیست ؟ پس چرا این مجذوبان همچنان میخواهند راه رفته را دوباره بروند، بدون آن که از هم اکنون به الزامات حیات دموکراتیک پایبند باشند. حیات دموکراتیک جز از طریق امکان آزادانه نقد و گفتگو تقویت نمیشود. بنابراین همواره باید این کلام بلند پایه ی آن فیلسوف سیاسی را گفت و گفت و گفت : ” تو آزادی را پاس دار، حقیقت، خود، هوای خود را خواهد داشت.” پاسداشت حرمت آزادی که فقط عرصه ی آزمون عملکرد صاحبان قدرت نیست، با آن میتوان ادعاهای محکومان و بی قدرتان را نیز سنجید.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها, ,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای