کد خبر: 77930
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - تیر ۱۰, ۱۳۹۷
۸ “اگر جماعت یا دولت مقدم بر فرد باشد و اگر سرنوشت و پایانی مستقل و برتر از فرد دارد، پس تنها کسانی که برای رسیدن به آن تلاش می کنند باید اعضای جماعت باشند.نتیجه چنین نظری این است که فرد فقط بعنوان عضو گروه (یعنی به شرط و تا زمانی که در راه رسیدن... مطالعه بیشتر »

۸
“اگر جماعت یا دولت مقدم بر فرد باشد و اگر سرنوشت و پایانی مستقل و برتر از فرد دارد، پس تنها کسانی که برای رسیدن به آن تلاش می کنند باید اعضای جماعت باشند.نتیجه چنین نظری این است که فرد فقط بعنوان عضو گروه (یعنی به شرط و تا زمانی که در راه رسیدن به مشترکات تلاش کند) محترم است. شان و کرامتش تنها از عضویت در گروه نشات میگیرد، نه صرفا انسان بودن.”(از متن)برای شروع بحث ابتدا یک شبهه باید برطرف شود و آن مفهوم سوسیالیسم است.سوسیالیسم به معنی آرمانهای عدالت اجتماعی، برابری بیشتر، رفاه و امنیت که “اهداف نهایی” آنند تعریف می شود. همچنین به معنی “روشهای خاصی” است که اکثر سوسیالیستها می خواهند از طریق آن به اهداف خود برسند و بسیاری تصور میکنند که اینها تنها روشهای موجود برای رسیدن سریعتر به این اهدافند. در این معنا سوسیالیسم حذف شرکتهای خصوصی، سلب مالکیت خصوصی ابزار تولید و ایجاد یک نظام اقتصادی برنامه ریزی شده است.بسیاری افراد علی رغم علاقه به فعالیت کارفرمای تولیدی خصوصی، خود را سوسیالیست میدانند و عمیقا به اهداف نهایی آن ایمان دارند. اما چگونگی رسیدن به آنها نه برایشان اهمیت دارد و نه آنرا درک می کنند و با هر هزینه ممکن می خواهند به این اهداف برسند.از طرف دیگر افرادی هستند که به اندازه سوسیالیستها برای اهداف نهایی آن ارزش قائلند اما بدلیل اینکه روشهای سوسیالیسم را خطرآفرین میدانند از آن پشتیبانی نمی کنند. درواقع مشکل اصلی با سوسیالیسم عمدتا بر سر روشها و ابزار است و نه بر سر اهداف. هرچند توانایی رسیدن همزمان به تمام اهداف نیز خود محل سوال است.استفاده از واژه سوسیالیسم برای توصیف روشهای آن بجای اهداف آن چندان صحیح نیست. بهتر است روشهایی که برای رسیدن به چندین هدف بکار میروند را در قالب تفکر جمع گرایی تعریف کرد و سوسیالیسم را نیز جزیی از این مجموعه بدانیم. درحقیقت سوسیالیسم مهمترین جزء تفکر جمع گرایانه است. با توجه به این نکته، نتیجتا هرآنچه درباره تفکر جمع گرایی صادق است درمورد سوسیالیسم نیز صدق میکند. تفاوت اساسی انواع جمع گرایی، فاشیسم، کمونیسم و غیره با لیبرالیسم و فردگرایی در تمایل به سازماندهی کل جامعه و تمامی منابع آن در جهت اهداف و رد سازماندهی مناطق مستقلی است که افراد، دارای اهداف عالی هستند.خلاصه کلام اینکه آنها تمامیت خواه اند.آرمان اجتماعی یا هدف مشترک که جامعه بخاطر آن سازماندهی میشود، معمولا بطور مبهمی بعنوان خیر عمومی، رفاه عمومی یا منافع عمومی توصیف میشود. رفاه و سعادت صدهامیلیون نفر را نمیتوان با یک معیار بیشتر یا کمتر سنجید. رفاه مردم مثل خوشی و سعادت یک فرد بستگی به اهداف بسیاری دارد که در تنوع نامحدودی از ترکیبات یافت میشود که بعنوان سلسله مراتبی از ارزشها بیان میگردد؛ مقیاس جامع و کاملی که در آن هرگونه نیاز هر فرد جایگاه خاصی دارد.سوسیالیسمِ لیبرال چیزی صرفا نظری است، حال آنکه عملِ سوسیالیسم در همه جا توتالیتاریسمی است.یک دلیل این است که سوسیالیسم در عالم نظر انترناسیونالیستی(جهانی) است اما در مرحله عمل، خواه در آلمان یا شوروی بشدت ناسیونالیستی می شود.اگر جماعت یا دولت مقدم بر فرد باشد و اگر سرنوشت و پایانی مستقل و برتر از فرد دارد، پس تنها کسانی که برای رسیدن به آن تلاش می کنند باید اعضای جماعت باشند.نتیجه چنین نظری این است که فرد فقط بعنوان عضو گروه (یعنی به شرط و تا زمانی که در راه رسیدن به مشترکات تلاش کند) محترم است. شان و کرامتش تنها از عضویت در گروه نشات میگیرد، نه صرفا انسان بودن.اساسا مرز جماعت در نظر جمع گرایان تنها تا جایی که وحدت هدف بین افراد وجود داشته باشد معنی دارد.در تبدیل و تقویت جمع گرایی به خاص گرایی و انحصار گرایی چند عامل کمک میکنند. مهمترین آنها اشتیاق فرد به همانند دیدن خود با گروه به دلیل احساس نازل بودن است. عضویت در گروه به وی احساس نوعی برتری نسبت به افراد خارج گروه میدهد.بعضی اوقات به غرایز خشن و تجاوزگرانه ای که در گروه باید مهار شوند میتوان در اعمال جمعی نسبت به غیر خودیها میدان داد و این انگیزه ای دیگر برای ذوب شدن شخصیت فرد در گروه است.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها:, , ,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای