کد خبر: 113782
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - مرداد ۲۳, ۱۳۹۷
مصاحبه اختصاصی خبرسرو با محمد پورجعفری کارگردان تاتر سعادت لرزان مردمان تیره روز محمد پورجعفری مدرس و کارگردان، سالهاست درتئاترگیلان مشغول کاراست. او فارغ التحصیل رشته روان شناسی است و این دغدغه رفتار آدمها در اکثر کارهای او دیده میشود. او دغدغه جامعه خود را دارد و نگاهش به آسیب های اجتماعی را میتوان درکارهایش... مطالعه بیشتر »

مصاحبه اختصاصی خبرسرو با محمد پورجعفری کارگردان تاتر سعادت لرزان مردمان تیره روز
محمد پورجعفری مدرس و کارگردان، سالهاست درتئاترگیلان مشغول کاراست. او فارغ التحصیل رشته روان شناسی است و این دغدغه رفتار آدمها در اکثر کارهای او دیده میشود. او دغدغه جامعه خود را دارد و نگاهش به آسیب های اجتماعی را میتوان درکارهایش دید .به بهانه اجرای تئاتر سعادت لرزان مردمان تیره روز گفتگویی با این هنرمند انجام داده ایم.


-شما را به عنوان کارگردانی میشناسند که اغلب کارهایتان حول محور روابط آدمها در زندگی جاریشان است،نگاهی روانشناسانه به ارتباطات آدمها و همچنین معظلات و آسیب های اجتماعی، آیا این ریشه در تحصیلات شما دارد؟

سلام.باید عرض کنم هر کارگردان باید دارای دغدغه باشد و براساس دغدغه هایی که دارد دست به انتخاب بزند. او باید دارای ایدئولوژی و بینش باشد.من معتقدم کارگردان یک جامعه شناس است. او باید روان شناسی اجتماعی را بشناسد. بخشی از دغدغه های یک کارگردان شاید در نزدیکی او باشد و یا حتی ریشه در خانواده اش داشته باشد. برای من همیشه عنصر خانواده و روابط آدم ها در خانواده مهم بود.برای من تاثیراتی که جامعه میتواند بر فرد بگذارد مهم است برای همین همیشه در انتخاب هایم سراغ تم هایی می روم که حول محور روابط آدمها باشد.با آثار مستمر یک کارگردان باید پی به دغدغه های فکری او برد.من درک نمیکنم که چگونه کارگردان دست به انتخاب هایی می زند که صددرصد در تضاد هم هستند. انگار او هیچ بینشی ندارد و هرچه پیش آید خوش آید را انجام میدهد.من اینگونه کارگردانان را نمیفهمم

– و آسیب های اجتماعی؟

برای هر امری دلیل ویژه ای وجود دارد اما آسیب های اجتماعی به مجموعه مسائل و مشکلات جامعه باز می گردد. این آسیب ها امروزه درجامعه ما از مرز هشدار هم گذشته است .معتقدم تا زمانی جامعه نتواند خودش را ببیند این آسیب ها بیشتر هم میشود.هنرمندان باید بتوانند آزادانه این آسیب ها را به جامعه نشان بدهند..آسیب های اجتماعی وارد خیلی از خانه های ما شده است و برای خیلی ها هم تا دم در خانه هاشان رسیده است. باید این بخش را جدی گرفت. واقعا وضعیت امروز ما سرگرمی میطلبد یا اندیشه به ریشه معظلات.؟ شرایط امروز ما قرابتی نزدیک به دوره شکل گیری متون ابزورد در غرب دارد. فاصله زیادی بین جامعه آرمانی و جامعه واقعی ما وجود دارد. شعار درمانی واقعیت ها را نادیده گرفت و باعث شد کلیت جامعه با شیب قابل ملاحظه ای دچار سقوط اخلاقی شود. خانواده جایگاه خود را ازدست داده آمار طلاق به سرعت بالا می رودو…. دراین شرایط نقش جامعه شناسان و هنرمندان خیلی مهم است باید به آنها اعتماد کرد تا از این خطر سقوط گذر کرد.
من هم به عنوان کارگردان دغدغه ام تغییر نکرده فقط آن خانواده ای که تا دیروز در کارهاییم دیده میشد امروز دچار آسیب شده و این آسیب در روابط آنها تاثیر مستقیم گذاشته است.

-کمی هم در مورد سعادت لرزان مردمان تیره روز بگویید؟

یکی از ویژگی های مهم متن زبان آن است. زبانی که کاملا به مخاطب خود نزدیک است. واین ویژگی در اکثر کارهای جناب نادری دیده می شود.متن در مورد خانواده حاشیه نشینی است که دچار آسیب های متعددی است و انگار این خانواده با درد میخوابد با درد بلند می شود و بادرد زندگی میکند. و این خانواده ها را ما اطرافمون زیاد میبینیم.اینها برایم درد است .من رو به گریه می اندازد. و وظیفه خودم میدانم این را به صحنه بیاورم تا مردم و مسولان ببینند شرایط واقعی جامعه ام را

-خیلی از دوستان میپرسند چرا درپلاتو آثارتان را اجرا میکنید درحالیکه میتواند درسالن بزرگتر اجراکنید؟

اساسا این سوال اشتباه است. کارگردان براساس معماری مکانی که قرار است اجرا کند اثرش را میبندد. درضمن اجرا در سالن بزرگتر هیچ مزیتی نسبت به پلاتو ندارد. تاترهای جریان ساز در کارگاههای نمایش و پلاتوها شکل گرفت.جدا از همه اینها برای من اجرای عموم معنا دارد. اثری که ۵شب اجرا شود اجرای عموم نرفته است که.یک اثر باید درکمترین امکانش ۲۰ تا ۳۰شب رو صحنه باشد. پتانسیل بازی بازیگران در پروسه خودش را نشان میدهد. و من این امکان را دارم هرچقدر میخواهم در این پلاتو اجرا کنم. استقلال خیلی مهم است. در کنارهمه اینها در کارهای من بازیگران مهم هستند. و اساسا بازیگران کارهای من باید روان و راحت روی صحنه حاضرشوند برای من آن و لحظه مهم است. وقتی درپلاتو کار میبینید انگار درحال دیدن یک اثر سینمایی هستید. در پلاتو راحت تر میتوان مدیوم های تصویری را اجرا کرد. بازیگران توانمندی دراینده خواهید دید که ازدل همین پلاتو خارج میشوند آنها یادگرفتند چطور بازی نکنند نه اینکه بازی بکنند

– وحرف آخر

حسادت را کنار بگذاریم چون تبدیل به حماقت میشود. در برخورد با یک اثر صادق باشیم حداقل با درون خودمان. برخی تقسیم بندی ها مثلا هنرجویی یا… درمورد اثری که درحال اجرای عموم هست و چیزی از کارهای به اصطلاح حرفه ای کم ندارد بلکه در خیلی موارد برتر هم هست این الفاظ درست نیست. ببینیم بازیگران جوانی را که با قدرت درحال کارهستند. باور کنید کسی جای کسی را نمیگیرد. هرکس جای خودش را دراد. به جای خراب کردن دیگران برای بالا بردن خود سطح دانش و سواد خود را بالا ببریم. تئاتر یک علم است در این عرصه باید علمی صحبت کرد. باز هم میگویم حسادت را کنار بگذاریم. ما همه سوار یک قطار هستیم. جامعه را دریابیم
انتهای پیام/

ارسال به تلگرام
برچسب ها:
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای