کد خبر: 139252
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - شهریور ۲۴, ۱۳۹۷
ژيلبر لازار و فقدانى ديگر به یاد پروفسور ژیلبر لازار؛ مردی که عمر خویش را صرف شناساندن فرهنگ ایران زمین کرد تنها در چهار ماه گذشته، متاسفانه چهار شخايرانشناس از جاى جاى اين جهان فانى، رخت بستند. آقايان پروفسور کورودا(اسلام شناس ژاپنی و مترجم نهج البلاغه ۱۳۹۷/۰۲/۱۶)، پروفسور جان روبرتو اسكارچا (ايرانشناس ايتاليايی ۱۳۹۷/۰۴/۱۰)، پروفسور... مطالعه بیشتر »

ژيلبر لازار و فقدانى ديگر

عکس ‏‎Seyed Hossein Mousavian‎‏

به یاد پروفسور ژیلبر لازار؛ مردی که عمر خویش را صرف شناساندن فرهنگ ایران زمین کرد

تنها در چهار ماه گذشته، متاسفانه چهار شخايرانشناس از جاى جاى اين جهان فانى، رخت بستند. آقايان پروفسور کورودا(اسلام شناس ژاپنی و مترجم نهج البلاغه ۱۳۹۷/۰۲/۱۶)، پروفسور جان روبرتو اسكارچا (ايرانشناس ايتاليايی ۱۳۹۷/۰۴/۱۰)، پروفسور جهانگير دری(ايرانشناس مقيم روسيه۱۳۹۷/۰۵/۱۰) و سرانجام «ژیلبر لازار» زبان ‌شناس و ایران ‌شناس نامدار فرانسوی که عمر خود را صرف تحقیق در زبان فارسی و فرهنگ ایرانی کرده بود، هفته گذشته(پنج‌شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۷ برابر با ششم سپتامبر ۲۰۱۸) در سن ۹۸ سالگی، چشم از جهان فرو بست.
پيش از اين نيز زنده ياد پروفسور ويكتور الكيک در ۲۲ اسفند سال ۱۳۹۵ در بيروت دار دنيا را وداع گفت.
زنده ياد لازار شخصيتى برجسته و پژوهشگر متبحر و توانمندى بود كه زندگى عبرت آميزى داشت و آثار ارزشمندى را آفريد و بى شک فقدان وی ضايعه اى بس بزرگ براى دوستداران زبان فارسى و فرهنگ و تمدن ايران زمين در سراسر گيتى است. به اين مناسبت از دوست و همكار ارجمندم دكتر كامياب رایزن فرهنگی کشورمان در فرانسه درخواست نگارش مطلبى كوتاه در معرفى اين شخصيت والا به هموطنانمان داشتم كه متن ذيل را مرحمت كردند:

بیش از پنج هزار کیلومتر دورتر در قلب اروپا و دو سال بعد از پایان جنگ جهانی اول «ژیلبر لازار» چهارم فوریه سال ۱۹۲۰ در شهر پاریس به دنیا آمد.

پدر و مادرش در خیال شان هم نمی گنجید سرنوشت پسرشان گره بخورد با سرزمینی در شرق، در خاور میانه و در ایران. هر چند فرانسه زخمی از جنگ، هنوز نفسِ برخاستن نداشت، ولی زندگی همچنان در کوچه پس کوچه هایش جریان داشت. بچه ها قد می کشیدند، درس می خواندند و کار می کردند تا فرانسه را از نو بسازند. «ژیلبر لازار» نیز یکی از همان بچه ها بود. تحصیلاتش را در «اکول نرمال سوپریور» ادامه داد؛ دانشگاهی در منطقه «لاتن» پاریس که ابتدا برای تربیت معلم تأسیس، اما در ادامه به محلی برای جذب نخبگان و تحویل استادان، پژوهشگران و مدیران تبدیل شد. آشنایی با خاورشناس مشهور فرانسوی اما نقطه عطفی را در زندگی وی رقم زد. «هانری ماسه» که در آن زمان استاد زبان فارسی در مؤسسه ملی تمدن‌ها و زبان‌های شرقی پاریس بود، تأثیر زیادی روی لازارِ جوان گذاشت و به وی پیشنهاد داد زبان فارسی را بیاموزد.

«ژیلبر لازار » انگار پا به دنیای جدیدی گذاشت و به تدریج شیفته شعر و ادبیات کلاسیک فارسی شد. حافظ را دوست داشت، عاشق شاهنامه بود، تحت تأثیر مولوی قرار داشت، هر چند ارتباطی با عارفانه های «رومی» برقرار نمی کرد. دیوانه وار به «خیام» عشق می ورزید و هیچ کس به اندازه رباعی سرایِ ریاضی دان، درگیرش نکرد؛ خودش می گفت: «اشعار خیام زلال است و صاف». برایش اولین و بهترین بود. نخستین بار خیام جذبش کرد و تا پایان عمر پر بار ۹۸ ساله اش، هیچ شاعری جای شاعرِ شوریده نیشابور را برایش نگرفت. قبل از این که در تاریخ ۶ سپتامبر ۲۰۱۸ برای همیشه چشمانش را به روی دنیا ببندد و قبل از این که در زادگاهش به خاک سپرده شود.
«هر فردی سه خانه دارد؛ یکی محلی است که در آن به دنیا می آید، یکی جایی است که سرنوشتش در آن رقم می خورد و سومین مکان، شعر است.» شاید این نقل قول بیش از هر چیز علاقه بسیار لازار به شعر و ادب فارسی را نشان دهد، اما او تنها یک مخاطب علاقه مند نبود، عمرش را گذاشت پای تحقیق و شناساندن زبان فارسی به جهانیان؛ کاری که شاید میلیون ها ایرانی نتوانستند یا حتی دغدغه اش را نداشتند، ولی ژیلبر لازار از فرسنگ ها دورتر، دلش می تپید برای زبانی که عشق و عرفان را به شاعرانه ترین حالت به تصویر می کشید.

در دوران بعد از جنگ جهانی ازار» به دنبال«آینده هیجان انگیز» می گشت،اما انتظار نداشت گمشده اش را در فرهنگ کهن ایران زمین پیدا کند. وقتی تحصیلات متوسط را به اتمام رساند و در سودای ورود به دانشگاه بود، دو راه پیش رویش بود، یکی در میانه آسیا و دیگری در غرب اروپا. حیران بود میان خیام و حافظ ایران و ارسطو و افلاطون یونان. بورسیه تحصیل در اروپا را دریافت کرد. در رشته زبان شناسی و ادبیات دو دانشگاه برایش وجود داشت.
می توانست «Philhelens» شود و در جست و جوی یونان باستان بدود، اما مسیرش را به سوی ایران کج کرد و «Persophiles» شد؛ ایران دوستِ علاقه مند به ایران باستان. گویی «خیام» با دستی پنهان به لازار کمک کرد دانشگاه و رشته مربوط به ایران را انتخاب کند.

لازار در سال ۱۹۴۸، دیپلم زبان فارسی خود را از مؤسسه ملی زبان ها و تمدن‌های شرقی گرفت، ۱۰ سال بعد استاد زبان فارسی این مدرسه شد و ۸ سال به تدریس پرداخت. دانشجویان سوربن، معتبرترین دانشگاه فرانسه هم از آموزه های او بهره بردند. در سال ۱۹۶۶ استاد تمدن‌های ایرانی این دانشگاه شد و مدیریت دپارتمان شرق شناسی و مدیریت مؤسسه مطالعات ایرانی دانشگاه سوربن را هم بر عهده گرفت. لازار در دانشگاه تهران هم با استادانی مانند بدیع الزمان فروزانفر، مجتبی مینوی و ذبیح الله صفا حشر و نشر داشت و با علی اکبر دهخدا هم ملاقات کرد و دوستان زیادی همچون صادق هدایت و حسن شهید نورایی پیدا کرد.
پروفسور ژیلبر لازار دو دهه از عمر گرانبهایش را اختصاص داد به انتقال آموزه هایش و دو نسل را در سراسر جهان با زبان فارسی آشنا کرد. دانشجویان زیادی از ایران و افغانستان تا کشورهای آسیای مرکزی و شوروی سابق در کلاس هایش حضور داشتند. وی مقاله ها و کتاب های بسیاری نظیر «دستور زبان فارسی معاصر»، «شکل‌گیری زبان فارسی»، «بررسی وزن شعر ایرانی» و دَه ها اثر ارزشمند دیگر را به یادگار گذاشت. سال های زیادی را صرف جمع آوری فرهنگ فارسی-فرانسه کرد؛ یک «دیکشنری» که به مرجعی معتبر و قابل اعتنا برای زبان شناسان تبدیل شده است. پروفسور لازار تحقیقات گسترده ای روی دستور زبان فارسی انجام داد و حاصل زحماتش را در کتابی جمع آوری کرد. این گنجینه که تهیه و تدوینش بیست سال زمان برد، تحسین زبان شناسان حاذقی مثل عبدالعظیم قریب، بنیان گذار دستور زبان فارسی نوین را به دنبال داشت.

شاگردان زیادی از محضر ژیلبر لازار بهره بردند و بسیاری خود استاد و زبان شناسانی در حوزه ادبیات فارسی شدند. مشهورترین شان «هانری دوفوشه کور»، مترجم دیوان حافظ و مقالات شمس به زبان فرانسه است. از جمله شاگردان ایرانی او هم می توان به علی شریعتی و هما ناطق، تاریخ شناس برجسته اشاره کرد. شاید بتوان گفت که آخرین حضور رسمی او در محافل ایرانی به تیرماه سال گذشته در خانه فرهنگ ایران در پاریس باز می گردد که طی مراسم بزرگداشتی بیســت و چهارمین جایزه ادبی و تاریخی «بنیاد موقوفات دکتر محمود افشــار یزدی» به این زبان ‌شناس و ایران ‌شناس نامدار فرانسوی تعلق گرفت. پرفسور ژیلبر لازار سرانجام بعد از ۹۸ سال زندگی و تحقیق و تألیف فراوان، دنیا را ترک کرد و در شهر پاریس چشم از جهان فرو بست.
روحش شاد و یادش گرامی باد…
نوشته عباس خامه یار برگرفته از صفحه دکتر سید حسین موسویان

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای