کد خبر: 130742
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - شهریور ۱۳, ۱۳۹۷
۱⃣تحت سوسياليسم سبک روسي، ابزارهاي توليد ملي شدند. سرمايه گذاري بايد از طريق مالکيت دلسوزان غير از مالکان صورت مي گرفت، زيرا هيچ مالکي وجود نداشت. چنين وضعيتي نسبت به سرمايه داري به چند دليل پايين تر است. يکي آنکه افراد دلسوز انگيزه مشابهي براي مراقبت از دارايي اجتماعي شده (به اندازه اي که براي... مطالعه بیشتر »


۱⃣تحت سوسياليسم سبک روسي، ابزارهاي توليد ملي شدند. سرمايه گذاري بايد از طريق مالکيت دلسوزان غير از مالکان صورت مي گرفت، زيرا هيچ مالکي وجود نداشت. چنين وضعيتي نسبت به سرمايه داري به چند دليل پايين تر است. يکي آنکه افراد دلسوز انگيزه مشابهي براي مراقبت از دارايي اجتماعي شده (به اندازه اي که براي خودشان مهم باشد) ندارند. دوم اينکه انگيزه کمتري براي بيشينه کردن مطلوبيت مالکيت وجود دارد، زيرا افراد دلسوز آنچه را که توليد مي کنند، نگه نمي دارند.

🌐همچنين فقدان نظام قيمت گذاري کار براي برنامه ريزي عقلايي را غيرممکن مي کند. نيازهاي کمتر ضروري به هزينه نياز هاي ضروري ارضا مي شود، اجتماعي کردن ابزار توليد موجب فقر نسبي مي شود و در نتيجه مي تواند دارايي هاي تحت تملک اجتماعي را با کارآيي کمتري روبه رو کند که اگر به طور خصوصي مورد استفاده قرار مي گرفتند، کارآيي بيشتري داشتند. جايي که انگيزه توليد کمتر شود، توليد نيز کاهش خواهد يافت.

🌐آلمان شرقي و غربي مثال هاي خوبي در اين زمينه فراهم مي کنند. جمعيت اين دو کشور همگن است با وجود اين، شکوفايي اقتصاد آلمان غربی در برابر رکود اقتصاد آلمان شرقي ناشي از نظام هاي اقتصادي بود که در تخصيص منابع به کار گرفته شده بودند.

۲⃣ مدل سوسيال دموکراتيک: تحت اين سيستم، ايده توليد اجتماعي تبديل به نوعي ماليات ستاني و برابري شده است. توليد بايد تحت تملک بخش خصوصي باشد، به جز در چند مورد مانند آموزش، ترافيک، ارتباطات، بانک مرکزي، پليس و دادگاه ها. افراد حق مالکيت و توليد دارند اما نمي توانند تمام ثمرات کارشان را نگهداري کنند. برخي از اين ثمرات متعلق به جامعه هستند که به اين معني است که حقوق مالکان طبيعي مورد هجوم قرار گرفته است.

🌐بنابراين تفاوت بين سوسياليسم سبک روسي و سوسياليسم سبک سوسيال دموکراتيک تنها يک درجه است. در نخستين مورد، يعني سوسياليسم سبک روسي، مالکيت خصوصي مجاز نيست، در حالي که در دومين مورد مالکيت خصوصي مجاز هست اما دولت تعيين مي کند چقدر از ثمرات مي توانند از سوي مالک حقيقي آن نگهداري شود. حقوق مالکيت در آنها اساسا اسمي هستند. سوسياليسم سبک سوسيال دموکراتيک مبتني بر بازتوزيع درآمدهاي توليدکنندگان و استفاده از آنها است. با اين حال نتايج همانند سوسياليسم سبک روسي هستند و انگيزه ها براي توليد کاهش پيدا مي کند.

۳⃣ سوسياليسم محافظه کارانه که ايدئولوژي آن مربوط به فئوداليسم است. مانند سوسياليسم دموکراتيک، اين نوع نيز اجازه مالکيت خصوصي را مي دهد اما اجازه نگهداري تمام ثمرات مالکيت خصوصي را نمي دهد. با اين حال، در حالي که سوسياليسم سوسيال دموکراتيک آنچه را که توليد شده است از توليدکنندگان به غيرتوليدکنندگان توزيع مي کند، سوسياليسم محافظه کارانه اين کار را بيشتر با هدف نگهداري وضعيت موجود افراد انجام مي دهد تا افزايش برابري.

🌐تفاوت بين اين دو نوع سوسياليسم در گروه غيرتوليدکنندگان قرار دارد که ثمرات نيروي کار ديگران را دريافت مي کنند. همچنين، در حالي که نوع سوسيال دموکرات از ماليات ستاني براي دستيابي به اهدافش استفاده مي کند، سوسياليست هاي محافظه کار از کنترل هاي قيمتي، مقررات گذاري و کنترل هاي رفتاري استفاده مي کنند. با اين حال، استفاده از هريک از اين تکنيک ها موجب مي شود منابع به نحو نادرست تخصيص داده شوند.

۴⃣نوع چهارم سوسياليسم، مهندسي اجتماعي است. در حالي که انواع دیگر سوسياليسم در زمينه هاي اقتصادي شکست خورده اند، نوع چهارم سوسياليسم ادعا نمي کند که از نظر اقتصادي بر نظام سرمايه داري برتري دارد، بلکه بيان مي کند با وجود اينکه سوسياليسم ممکن است از نظر اقتصادي پايين تر از سرمايه داري باشد، از نظر اخلاقي برتر است. اين سوسياليسم به نوعي تجربه گرا- اثبات گراي سبک پوپري قلمداد مي شود و به دلايل تجربي برتري سرمايه داري انتقاد دارد. اين سوسياليسم از در معرض انتقاد قرار گرفتن ايمن است، زيرا هر شکستي مي تواند به نحوي شرح داده شود که مربوط به مداخله متغيرهاي غيرکنترل شده باشد. ما هرگز نمي دانيم پيامد يک سياست چه خواهد بود، مگر اينکه آن را در ابتدا آزمون کنيم. سپس اگر سياست شکست بخورد، مي توانيم آن را شرح دهيم.

🌐هوپ از سرمايه داري در زمينه هاي اخلاقي نيز دفاع کرده و نشان مي دهد، چرا سوسياليسم غير قابل دفاع است. تحت سوسياليسم حقوق يک نفر با طبقه اش مشخص مي شود. برخي افراد تعهد و الزامي نسبت به پرداخت ماليات دارند و ديگران حق مصرف کردن آنها را دارند. براي مثال صنعت رايانه بايد يارانه کشاورزان را بپردازد، استخدام شدگان بايد به بيکاران يارانه دهند و افراد بدون فرزند بايد به آناني که فرزند دارند، يارانه بدهند. تمام اين سيستم براساس تهاجم قرار دارد.

دنیای اقتصاد

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها:, , ,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای