کد خبر: 178745
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - آبان ۱۶, ۱۳۹۷
چه‌طور می‌شود که انسان‌ها به مذاهبی مثل گاوپرستی (یا مذاهب دیگری که ظاهراً معقول‌ترند اما تفاوت چندانی با گاوپرستی ندارند) کشیده می‌شوند؟ یکی از مهم‌ترین علت‌هایش «تفکر جامعه‌محورانه» است. ریچارد پل و لیندا الدر، در صفحه‌ی ۵۳ از کتاب کوچک «مفهوم‌ها و ابزارهای نقادانه»، می‌کوشند «تفکر جامعه‌محورانه» را به‌اختصار توضیح دهند: مشکلِ اندیشیدنِ جامعه‌محورانه بیشتر... Read more »

چه‌طور می‌شود که انسان‌ها به مذاهبی مثل گاوپرستی (یا مذاهب دیگری که ظاهراً معقول‌ترند اما تفاوت چندانی با گاوپرستی ندارند) کشیده می‌شوند؟
یکی از مهم‌ترین علت‌هایش «تفکر جامعه‌محورانه» است. ریچارد پل و لیندا الدر، در صفحه‌ی ۵۳ از کتاب کوچک «مفهوم‌ها و ابزارهای نقادانه»، می‌کوشند «تفکر جامعه‌محورانه» را به‌اختصار توضیح دهند:

مشکلِ اندیشیدنِ جامعه‌محورانه
بیشتر مردم متوجه نیستند که تا چه حد پیش‌داوری‌های غالب در جامعه یا فرهنگشان برایشان درونی شده است. جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان برای اشاره به این پدیده از اصطلاح «فرهنگ‌ـ‌بسته» استفاده می‌کنند. فرهنگ‌ـ‌بستگی (فرهنگ‌ـ‌بسته بودن) یعنی اینکه دید شخص وابسته و محدود به فرهنگ حاکم در جامعه‌ی خودش باشد. این پدیده نتیجه‌ی اندیشیدنِ جامعه‌محورانه است. در اندیشیدن جامعه‌محورانه:
 این گرایش غیرسنجشگرانه در فرد وجود دارد که فرهنگ، ملّت، و دین خودش را بالاتر از همه‌ی فرهنگ‌ها، ملّت‌ها، و دین‌های دیگر قرار دهد.
 این گرایش غیرسنجشگرانه در افراد وجود دارد که هنگام سخن‌گفتن درباره‌ی خودشان از توصیف‌های مثبتی که به نفعشان است استفاده کنند، اما در مورد کسانی که به گونه‌ی دیگری می‌اندیشند از توصیف‌های منفی استفاده کنند.
 این گرایش غیرسنجشگرانه در افراد وجود دارد که باورها و هنجارهای گروه خودشان را درونی کنند (اجازه دهند این باورها به نحو عمیق در آنها جای‌گیر شوند) و هویت‌هایی گروهی اختیار کنند و چنانکه از آنها انتظار می‌رود رفتار کنند؛ بدون اینکه به ذهنشان خطور کند که رفتارهایشان، با نگاه عقلانی، ‌ممکن است محل تردید باشد.
 این گرایش در افراد وجود دارد که کورکورانه از محدودیت‌های گروهی تبعیت کنند (محدودیت‌هایی که بسیاری از آنها بی‌پایه و اساس یا اجباری‌اند).
 افراد نمی‌توانند در اندیشیدنشان از پیش‌داوری‌های سنتیِ موجود در فرهنگشان فاصله بگیرند و فراتر بروند.
 افراد نمی‌توانند بینش‌های موجود در فرهنگ‌های دیگر را مطالعه و درونی کنند (و، از این طریق، همه‌جانبه‌نگری و عمق اندیشیدنشان را ارتقا دهند).
 افراد نمی‌توانند اصل‌های اخلاقیِ جهان‌روا را از تابوها و مقتضیات فرهنگی که مربوط به یک فرهنگ خاص‌اند متمایز کنند.
 افراد از این نکته غفلت می‌کنند که رسانه‌های جمعی، در هر فرهنگی، خبرها را از نظرگاه آن فرهنگ شکل می‌دهند.
 افراد نمی‌توانند تاریخی و مردم‌شناسانه بیندیشند (و در نتیجه، در دام شیوه‌های رایجِ اندیشیدن گرفتار می‌شوند).
 افراد تشخیص نمی‌دهند که اندیشیدنِ جامعه‌محورانه مانعی جدّي در راه رشد فکری است.
اندیشیدن جامعه‌محورانه یکی از مشخصه‌های جامعه‌ی غیرسنجشگر است. این شیوه‌ی اندیشیدن را تنها زمانی می‌توان از میان برد که اندیشیدنِ منصفانه و چند‌ـ‌فرهنگی (سنجشگرانه‌اندیشی به معنای قوی کلمه) جایگزینِ آن شود.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها:, ,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای