کد خبر: 207366
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - آذر ۲۷, ۱۳۹۷
نقش سواد رسانه ای در تثبیت هویت شهری و حفظ هویت ملی با تاکید بر نمادسازی چکیده هویت در هر جامعه ای از متغیرهای متعددی تاثیر می پذیرد. یکی از این متغیرها نمادسازی است که می تواند در ذهن و اندیشه مخاطبان بازتعریف و بازسازی شود.امروزه فرایند اطلاع رسانی از طریق رسانه ها به حدی... Read more »

نقش سواد رسانه ای در تثبیت هویت شهری و حفظ هویت ملی با تاکید بر نمادسازی

چکیده
هویت در هر جامعه ای از متغیرهای متعددی تاثیر می پذیرد. یکی از این متغیرها نمادسازی است که می تواند در ذهن و اندیشه مخاطبان بازتعریف و بازسازی شود.امروزه فرایند اطلاع رسانی از طریق رسانه ها به حدی رشد کرده است که ارتباطات رسانه ای بیشتر از سایر ارتباطات در جوامع برای مردم امری طبیعی محسوب می شود. رشد تکنولوژی و صنعتی شدن در کنار جهانی سازی در این میان عامل مهمی برای گسترش حوزه ارتباطات و ورود آن به رشته های مختلف با زبان رسانه است. در این میان هویت مفهومی است که با رشد تکنولوژی اطلاعات و فراگیری جهانی سازی و توسعه روز افزون رسانه ها در جوامع مختلف با دگرگونی های متفاوتی مواجه شده است. در این زمینه با توجه به پیشرفت های تکنولوژی و رسانه ای و در نظام های رسانه ای با استفاده از نمادها یی که بیانگر هویت اجتماعی جامعه ایرانی است فرهنگ مشترک جامعه ایرانی را برای مخاطبان تصویر سازی می کند . در این عرصه هویت شهری نیز به عنوان جزیی کوچکتر از هویت ملی می تواند با استفاده از نمادهایی که دارای المان های مشترک ملی و شهری است به تقویت هویت ملی نیز بپردازد.
واژگان کلیدی: رسانه، سواد رسانه ای، نماد، هویت شهری ، هویت ملی

مقدمه:
رسانه ها به عنوان عاملی برای ایجاد فراگرد ارتباطی و بازخوردهایی مثبت و منفی در اقشار و افراد مختلف جامعه در کنار اطلاع رسانی و رساندن پیام های مختلف، می توانند به عنوان عاملی فرهنگ ساز برکنش ها و رفتارهای مختلف مردم تاثیر گذاشته و با استفاده از نشانه ها و نمادها پیام ها را شفاف تر و بدون نیاز به تاویل های مختلف و چند معنایی بودن به مخاطب انتقال دهند. در این عرصه رسانه های جمعی به دلیل دارا بودن عوامل درون سازمانی و برون سازمانی، متاثر از ساختاری ملی و بومی برای هر جامعه هستند. چرا که به گروه های اجتماعی یا سنین خاصی تعلق نداشته و ارزش فراگیری و مجاورت را در قالب هویتی مشترک در اختیار مخاطب قرار می دهند.
برای تبیین هویت مشترک نیاز به عواملی است که بتواند این هویت را در جامعه نهادینه کرده کاملا بومی کند. در این عرصه رسانه های جمعی با توجه به تعدد و تکثر مخاطب عام و فراگیر بودن خود می توانند تاثیر گذاری زیادی داشته باشند. استفاده از نمادها و نشانه هایی که در ذهن مخاطب ماندگار می شود، در ایجاد رابطه ای دوسویه برای تثبیت فراگرد ارتباط با مخاطب روند و ایجاد همگرایی با او ، هویت مشترک را از طریق فراهم کردن زمینه های فهم و درکی مشترک از هویت شهری و ملی محقق می کند.
سواد رسانه ای
سواد رسانه ای توانایی مخاطب برای تجزیه و تحلیل پیام های رسانه های مختلف با نگای انتقادی به محتوای آنهاست. به عبارت دیگر سواد رسانه ای کمک می کند تا نسبت به آنچه در رسانه هاست شناخت پیدا کنیم.(potter,2013,p6) سواد رسانه ای انتخاب های مسئولانه و دسترسی اطلاعات و جزییات و درک اطلاعات و ایده ها و نظریات مختلف است. همچنین سواد رسانه ای فهم اشکال مختلف پیام ها در حوزه تحلیل متن و بسترهای آن است.همچنین در سواد رسانه ای رفتارهای اجتماعی با پذیرش مسئولیت اجتماعی و اصول اخلاقی هدایت و تعیین می شود.) (Hobbs and Moore,2013,p23
اختراعات و ابداعات متعدد تکنونولوژیک، امپراتوری رسانه های جهانی، و اهداف تجاری نامحدود برای بچه ها سبب می شود تا انها مشارکت کنند در محیط و جایی که رشد پیدا می کنند همراه با رسانها و دنیایی که با دنیای معمولی پیشین تفاوت دارد. زمانی که پیشرفت های تکنولوژیک برای ایجاد جریان آزاد اطلاعات آفریده شد، همراستا با آن از طریق نظام های سیاسی مختلف روش هایی برای کنترل، محدودیت و همکاری و مواردی از این دست بر مبنای منافع و در مسیر حرکت به سوی دموکراسی یا بر عکس آن ایجاد شد.Share and Lang,2009:p100)) در این عرصه است که رسانه ها به عنوان یکی از ارکان دموکراسی وارد عرصه کارزار جامعه سیاسی شدند.
سواد رسانه ای یکی از ارکان سازمان رسانه ای است که تاحد زیادی باید مورد توجه مدیران روابط عمومی قرار بگیرد. چرا که مدیران روابط عمومی هستند که به طور مستقیم با ساری سازمان های رسانه ای در تعامل بوده و برای منظور می بایست با الزامات و ضرورت های سواد رسانه ای برای فهم بیشتر نسبت به پدیده ها و رویدادهای دورن سازمانی و برون سازمانی و از سوی دیگر تعامل با رسانه های مختلف اعم از چاپی، الکترونیک یا دیجیتالی در مسیر تعالی سازمان خود آشنا شوند.
برای کسب سواد رسانه ای چهار مرحله نیاز است:
۱- داشتن آگاهی کامل درباره استفاده از رسانه ها
۲- نگاه منتقدانه به محتوای رسانه ها
۳- تحلیل جنبه های فرهنگی، اجتمعی، اقتصادی و سیاسی در رسانه ها
۴- استفاده از رسانه برای تغییرات اجتماعی
توجه به این ۴ مرحله نیازمند ساختار انعطاف پذیر سازمان درباره فهم محتوای پیام ها در رسانه هاست.
علاوه بر این مراحل بر اساس نظریه «جیمزپاتر» مهارت ها و پردازش پیام عواملی هستند که بدون فهم آنها نمی توان سواد رسانه ای را تببین کرد.برای تبیین جایگاه سواد رسانه ای در یک سازمان دو رکن پردازش اطلاعات و مهارت ها را در اندیشه پاتر شرح می دهیم.
الف- پردازش اطلاعات
پاتر در نحوه پردازش پیام گزینش گری، همتاسازی معنایی و معنا سازی را مطرح می کند. این ۳ رکن در چارچوب پردازش اطلاعات در سازمان ها به دلیل وجود عوامل درون سازمانی و بردون سازمانی تحت تاثیر ساختار هرمی یک سازمان قرار می گیرد. اما اگر این ۳ مرحله را به صورت فردی در همه کارکنان یک سازمان مورد توجه قرار دهیم، می توان به افزایش سطح سواد رسانه ای در یک ساطمان امیدوار بود. چرا که این افزایش سطح سواد رسانه ای در همه نیروهای انسانی سبب فهم بهتر نسبت به محتوای پیام ها در یک نظام رسانه ای خاص خواهد شد.
ب- مهارت ها
فرایند سواد رسانه ای دارای طرح عمل و نیروی عملکردی مخاطب است. طرح عمل، مهارت های مخاطبان در فرایند استفاده و به کارگیری مخاطبان است و نیروی عملکردی مخاطبان به معنای شایستگی های آنان در استفاده از رسانه ها به ویژه رسانه های جدید است.(طلوعی،۸۶:۱۳۹۱)
ارتباط سواد رسانه ای با نظریه های رسانه های جمعی کمک می کند تا مفهوم سواد رسانه ای و جایگاه آن در اندیشه مدیران روابط عمومی سازمان ها به خوبی مشخص و قدرت تببین و تفسیر آنها را نسبت به اخیار منتشر شده در سازمان های رسانه ای مختلف افزایش دهد.
بنابراین سواد رسانه‌اي مي‌كوشد تا با شفاف‌سازي فنون انتقال و القاي پيام، نظام‌هاي معني‌سازي در رسانه‌ها را فاش سازد. مي‌توان گفت سواد رسانه‌اي قدرت درك نحوه ساخته شدن واقعيت در رسانه‌ها يا به ديگر زبان نحوه ساخت‌پذيري و گفتماني شدن واقعيت‌ها در رسانه‌ها است.
هویت
هرگاه صحبت از هویت می شود مفاهیم و تعابیر زیادی به ذهن می آید چرا که درک هویت تا جدی مربوط به دیدگاه انسان ها از زندگی،جامعه و تاریخ دارد. اما آن چیزی که معمولا مردمان یک کشور و یا فرهنگ را تحت تاثیر قرار می دهد و دیگر به سیاست و جناح و مربوط نمی شود بلکه نشان از تمدن و تاریخی ریشه ای و کهن دارد.
به طور کلی هویت ملی ساختار پیچیده ای است که از تعدادی روابط درونی شامل اجزای قومی، فرهنگی،منطقه ای، اقتصادی حقوقی-سیاسی ترکیب شده است. این اجزا مرزهای یکپارچگی و اتحاد را میان بخش های یک اجتماع واحد بوسیله حافظه مشترک ،اسطوره ها و سنت به صورت یک سند مشترک امضا می کنند. .(smit,1991:p7)
در جامعه ایرانی تاریخ و سنن ایران و اسلام در کنار یکدیگر بر مبنای پارادایمی اسلامی با ارزش ها ،عقاید و شریعت مخصوص به خود و تاریخ و فرهنگی ایرانی با هنجارها،خلقیات و عاداتی خاص جامعه ایرانی باید با تلفیقی همگن در یک جامعه محقق شود. به طور کلی در هر نوع جامعه مابعد سنت که تحت تاثیر نظام های موجود به طرزی بازتابی سازمان یافته باشد و علاوه بر همه اینها با تنظیم مجدد زمان و فضا امور محلی را در ردیف امور جهانی قرار داده باشد خود الزاما دگرگونی ژرفی را از سر می گذراند. درمان و ازجمله خود درمانی در عین حال هم بیانگر این دگرگونی ا و هم برنامه هایی برای متحقق ساختن آن به صورت تحقق خویشتن فراهم می آورد.
روشن است که هیچ فرهنگی انتخاب را به طور کلی در امور روزمره حذف نمی کند و همه سنت ها درحقیقت انتخاب هایی میان انبوهی از الگوهای رفتاری ممکن هستند. با این وصف سنت یا عادات و رسوم جا افتاده بر حسب تعریف زندگی را در محدوده کانال های از پیش تعیین شده به جریان می اندازند. تجدد اما فرد را رودرروی تنوع غامضی از انتخاب های ممکن قرار می دهد و به دلیل آنکه دارای کیفیتی غیر شالوده ای است چندان کمکی به فرد ارائه نمی دهد تا وی را در گزینش هایی که باید به عمل آورد . این امر پیامدهای گوناگونی به همراه دارد. یکی از این پیامدها مربوط می شود به اهمیت یافتن شیوه زندگی و اجتناب ناپذیر بودن آن برای فرد عامه. مسئله شیوه زندگی تا حدی مبتذل به نظر می رسد. چون اغلب منحصرا در چارچوب نوعی مصرف گرایی سطحی مطرح می شود.منظور شیوه های زندگی پر زرق و برقی است که مجله های چشم فریب و پیام های بازرگانی بازاری عرضه می دارند.(گیدنز،۱۱۹:۱۳۷۸)
در این عرصه است که نمادها که برگرفته از هویت تاریخی مشترک مردم یک جامعه است می تواند از طریق رسانه های جمعی به نمادسازی بپردازد.
نماد
نماد را نوعی نشانه می دانند که به موضوع از راه قراردادی یا قانون و قاعده ای محکم و از راه همبستگی یا ایده هایی کلی می شود.(احمدی،۴۱:۱۳۹۱(
نمادها همواره بر مبنای قرارداد بین انسان ها آفریده می شوند و به عنوان محوری مهم در ایجاد یک تصور نسبت به موضوع یا مفهومی اجتماعی در میان مردم یاد آور ارزش ها ، هنجارها و مفاهیمی می شوند که به کمک تصور پیشینی انسان ها مبنای شناخت یک مفهوم می شوند.
بنابراین، نمادها می توانند از طریق رسانه در ذهن مخاطب ماندگار شوند چرا که دائمی و پایدار بوده و می توان در مقاطع مختلف زمانی از طریق تلویزیون در دوردست ترین نقاط یک سرزمین حس ، اندیشه و ارزشی مشترک را در قالب یک پیام برای افرادی با سطح دانش و بینش متفاوت ارسال کنند. حس و اندیشه ای مشترک که در قالب ساختاری ملی و موازی با الگویی واحد برای پیشرفت نیازی به تاویل ها و تفسیر های متفاوت نداشته و به دنبال یک نتیجه واحد است.
بر این اساس نماد نوعی نشانه محسوب می شود که مبنایی قراردادی داشته و حتی در بسیاری از موارد می تواند جهانشمول باشد. مانند تابلو ها و علائم رانندگی یا برندها که به نوعی نمادهایی تجاری شده اند. اما در بسیاری از موارد هم نمادها همانگونه که از ترجمه انگلیسی آن-symbol- بر می آید، محتوایی رمزگونه دارند. بنابراین برای رمزگشایی آنها نیاز به درک و فهمی است که به موقعیت جغرافیایی و بسترها و زمینه های اجتماعی مدلولی که نماد نشان می دهد، وابسته است. بنابراین، در نمادها دال و مدلول یا ظاهر آشکار و محتوای پنهان به یک معنای مشترک در بین مخاطبان می رسند.
یکی از مهم ترین کاربردهای نماد ایجاد وحدت و همگرایی با برانگیختن احساسات، عواطف و به فکر فرو رفتن مخاطب است. نمود این کاربرد در رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون از آنجا اهمیت دارد که در این رسانه نشانه های صوتی و تصویری توامان مورد استفاده قرار گرفته و مخاطبان آن نیز با نمادها به دلیل نداشتن ابهام و ایهام بر خلاف سایر نشانه ها آشنایی و انس بیشتری دارند.
از سوی دیگر در حوزه هویت استفاده از نمادهای مشترک با جذابیت های دیداری می تواند بهتر از سایر نشانه های نوشتاری و شنیداری تاثیر گذار باشد. چرا که در نماد ذهن و تفکر مخاطب به کنکاش و کاوش در باره مفهوم می پردازد و از تصویر سازی و تصور پیشینی خود که همان مفاهیم و موضوعات مربوط به نماد است در گذشته و حال کمک گرفته و آنها را به هم پیوند می زند. فرایندی که در رسانه های جمعی مانند تلویزیون با توجه به گستردگی مخاطبان و تعدد گروه ها و سطوح مختلف جامعه از نظر سواد رسانه ای و نظارت سازمانی بر آن بهتر از سایر رسانه های جمعی می تواند مورد استفاده قرار بگیرد.
به عنوان مثال پرچم جمهوری اسلامی ایران همواره برای همه افراد ایرانی نشانگر تاریخی کهن و ارزش ها و هنجارهایی است که صرفا به ایرانیان مربوط است. «لا اله الاالله» درج شده در این پرچم هم خود نمادی است که بیانگر تلفیق روح ایرانی بودن و اسلامی بودن است و بر این اساس تاریخ ایران و اسلام و نقطه تلاقی این ۲ تمدن را در سرزمین ایران به یاد می آورد. بر این مبنا کل نگری در این نماد نمی گذارد که شاخص های جزیی تری مانند قومیت بتواند در ذهن نمود پیدا کند.
همچنین به عقیده مید توانایی انسان برای کنش به مهارت ارتباطی و توانایی او به درونی کردن ساختارهای معنایی بستگی دارد.انسان ها از راه درونی کردن این امکان را به دست می آورند تا معنای عینی را به صورت ذهنی بازنمایی کرده و درباره نتایج عمل خود تعمق کنند. به این ترتیب کنش عقلانی و هدفمند جایگزین رفتار ناشی از تحریک می شود،چرا که افراد به معنای عینی تحریک ها ،واکنش ها،کنش های کلی و عمل اجتماعی آگاه می شوند.(ایشل،۱۳۳:۱۳۹۱) بر این اساس نوع نماد و شیوه استفاده از نشانه ها در آن می تواند بر درونی کردن ساختارهای معنایی تاثیر گذار باشد.
نمادسازی از نگاه هربرت مید
نماد ها به تدریج در فرهنگ یک جامعه به ثبات می رسند و نشانگر یک تاریخ مفاهیم در ذهن مردم آن جامعه می شوند. یکی از ویژگی های مهم رسانه های نوین که از ویژگی های چند رسانه ای بودن و استفاده از عناصر دیداری و شنیداری و نوشتاری تفکر و ذهن انسان را در معرض پیام ها قرار می دهند چگونگی استفاده از این نمادها و یادآوری ارزش ها و هنجار هایی است که به تدریج در ذهن آنها نهادینه می شود.
مید قبل از مرحله نمادسازی از مرحله ای با نام ژست نام می برد که طی ۳ مرحله به نماد سازی تبدیل می شود. این ۳ مرحله عبارتست از:
الف- درونی کردن:
با درونی کردن ساختارهای معنایی عینی ،معنای عینی ژست ها از طریق ذهن در اختیار انسان قرار می گیرد.بدین ترتیب ژست ها دارای معنای نمادین می شوند.
ب- نمادهای مشخص:
نمادهایی که برای همه شرکت کنندگان معنای مشترکی دارند.این معانی صورتی قرار دادی دارند.نمادهای مضخص زمینه پیشگویی واکنش های طرف ارتباط را فراهم و بدین وسیله این امکان را برای انسان فراهم می کنند تا کنش خود را با کنش طرف دیگر تطبیق دهد.
ج- پذیرش نگرش دیگران:
نمادهای مشخص اجازه می دهد تا تفسیر شرکت کنندگان دیگر از ژست ها در روند ارتباط را پیگیری کرده و نگرش آنها را بشناسیم. (مید،۱۳۰:۱۳۹۱)
بر اساس نظریه مید نمادها در ابتدا صرفا وسیله ای ارتباطی هستند که فرایند آگاهی و کنش عقلانی و ارتباطی در آن وجود ندارد. بر این اساس در قالب هویت شهری هم نمادهایی که بر مبنای مفاهیم ایرانی و اسلامی در راستای هویت ملی از طریق رسانه ها فراگیر می شود به تدریج سبب نوعی کنش ارتباطی از سوی مخاطبان و نوعی درونی کردن از طریق ذهن منجر می شود که به فرآیند آگاه سازی و تثبیت هویت شهری و ملی منجر می شود.

سواد رسانه ای ، نمادسازی و هویت شهری
جیمز پاتر در زمینه اهمیت سواد رسانه ای می گوید: «در صورتی که مردم جامعه از سطح سواد رسانه ای و اطلاعاتی نسبتا پایینی برخوردار باشند، محافظت از خود در برابر رسانه ها برای آنان مشکل آفرین خواهد شد. در حالی که سطح سواد رسانه ای بیشتر افراد بالا باشد به محض تماس با رسانه ها، رفتارها، نگرش ها و احساسات آنها تغییر نمی کند و قادر خواهند بود به تدریج تعاریفی را که رسانه برای آنها از دنیای اطراف ایجاد کرده از بین ببرد(فقیه،۱۳۹۵، ص۱۲۷) همچنین “مارشال مک لوهان” در کتاب (( برای درک رسانه ها )) بیان می کند: « رسانه همان پیام است ».(مک لوهان،۱۳۷۷) منظور وی از این جمله به ساده ترین بیان آن است که ، پیامی که از سوی هرشکل ارتباطات انتقال می یابد، اساساً تحت تأثیر رسانه ای است که از طریق آن فرستاده شده است.
برای تبیین رابطه سواد رسانه ای، و هویت شهری و فرایند درونی سازی نمادها ۳ متغیر همگرایی اجتماعی، توسعه فرهنگی و سازگاری را به عنوان مؤلفه های تاثیرگذار بر هویت شهری در نظر گرفته ایم.
همگرایی اجتماعی
تاریخ برای همه مردم ما قابل باور و به نوعی جزوی از هویت ماست. برای این منظور سواد رسانه ای از طریق فعال کردن ذهنیت پیشینی فرد درباره تاریخ شهر، آشنایی با کنش های اجتماعی متناشب با جغرافیا و نوع فرهنگ شهرنشینی می تواند برای ایجاد همگرایی اجتماعی را در در چارچوب حقوق شهروندی افزایش دهد. بنابراین همگرایی اجتماعی متناسب با سطح سواد رسانه ای برای مخاطبان متفاوت دارای تعابیر و تحلیل های متفاوتی است. اما هرچه سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی افزایش یابد، مفهوم همگرایی اجتماعی برای دفاع از وطن و هویت در ذهن فرد معنایی عمیق تر می یابد. به عنوان مثال نمادسازی شهری در این عرصه می تواند سبب احساس همگرایی شهروندان و به تبع آن بازیابی هویت ملی در چارچوب فرهنگ شهری شود.
به طور کلی افرادی که دارای یک تاریخ و فرهنگ مشترک هستند و به جامعه ای یکسان تعلق دارند، می توانند نسبت به رمزگشایی نشانه ها یی قراردادی عکس العملی یکسان نشان دهند. چرا که بر مبنای قرارداد مردم در یک نظام اجتماعی نمادهای بومی تعریف می شوند. اما این رمز گشایی متناسب با سطح سواد رسانه ای و رویکرد سیاسی آن می تواند تغییر می کند. مسئول بودن شهروندان در نظام های سیاسی چیزی بیش از مشارکت صرف در رای گیری هاست، شهروندان مسئول قدرت تصمیم گیری آگاهانه را دارند و با استفاده از تفکر منتقدانه به تجزیه و تحلیل مسائل مختلف می پردازند.(طلوعی،۳۳:۱۳۹۱) این رابطه در فضای جغرافیای شهری با ابعادی کوچکتر و از طریق نمادهای شهری که در راستای هویت ملی قرار دارد نیز می تواند برقرار باشد. به عنوان مثال مشارکت شهروندان در انتخابات نمایندگان شورای شهر رابطه زمانی افزایش می یابد که برای رمزگشایی شهروندان از نمادهای بومی و شهری سطح بالایی از سواد رسانه ای وجود داشته باشد. به عبارت دیگر سواد رسانه ای با افزایش قدرت فهم اجتماعی و تشخیص در فرایند درونی سازی نمادها و فهم مناسب یک فرد نسبت به نمادهای شهری و به تبع آن مشارکت شهروندان در امور شهری هویت شهری و ملی را تقویت می کند.
توسعه فرهنگی
امروزه با مطرح شدن دموكراسي به عنوان روزمره ترين اصطلاح سياسي در دنيا احزاب ديگر با تبليغات و صرفا نخبه پروري نمي توانند به اهداف سياسي خود برسند . اما اين جريان در كشورهاي در حال توسعه كه در مراحل گذار سياسي و حركت به سوي جامعه مدني مي باشند متفاوت است و همچنان نقش نخبگان در جهش سياسي افراد تاثير دارد .با توجه به رشد فزاینده تکنولوژی اطلاعات و گسترش رسانه ها و شبکه های اجتماعی نخبگانی که در حوزه اطلاع رسانی فعالیت می کنند به میزان زیادی بازتاب افکار نخبگان علمی ،سیاسی و فرهنگی هستند و به بیانی دیگر خواست های مردم را درقالب نهاده به دستگاه تصمیم گیری رسانده و به نوعی در یک فرایند نهاده- داده فعالیت می کنند. بنابراین امروزه دیگر حوزه ارتباطات به نوعی با تمامی رشته های دیگر پیوندی ناگسستنی یافته است و این پیوند در حوزه مشارکت اجتماعی و سیاسی از طریق رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون بسیار پر رنگ شده است.
رسانه های جمعی در عین آنکه خود بیانگر افکار عمومی هستند،می توانند ساخت بخشنده و محرک آن نیز باشند.در اینجاست که رسانه های جمعی به عنوان مهمترین عامل تبلیغات از یک سو و مهمترین عامل تاثیر گذار بر افکار عمومی از سوی دیگر، در جهان امروز از اهمیت و قدرت فوق العاده ای برخوردارند و هیچ بازیگر سیاسی ای نمی تواند نسبت به آنها بی تفاوت باشد.(نقیب زاده ،۱۳۸۰:۲۳۱)
برای این منظور افزایش سطح سواد رسانه ای می تواند عاملی انسجام دهنده برای همگرایی اجتماعی بوده و سبب شود مخاطب با رجوع به تصور پیشینی ، تاریخی مشترک و رویدادهایی که برای همه افراد جامعه از گذشته ماندگار شده است مانند انقلاب یا جنگ هویت ملی را بازتعریف کند. این باز تعریف به توسعه فرهنگی در شهرها و تثبیت هویت شهری در راستای تقویت هویت ملی مربوط می شود.
برای تبیین رابطه سواد رسانه ای و هویت شهری از طریق نمادسازی به وظیفه و رسالت رسانه های جمعی در چارچوبی مشخص می پردازیم. به صورتی که کارویژه های آن ها با توجه به اهداف خرد و کلان تعیین شود . اهدافی که نشانگر تاثیر گذاری رسانه در بسترهای اجتماعی و سیاسی جامعه است. اصول یازده گانه اهداف رسانه در کنفرانس یونسکو در دسامبر ۲۰۰۳ موارد زیر تعیین شد:
۱ – نقش حکومت ها و تمام طرف های دست اندرکار در پیشبرد تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات برای توسعه ۲ – زیرساخت اطلاعات و ارتباطات، مبنای اصلی یک جامعة اطلاعاتی فراگیر ۳ – دسترسی به اطلاعات و معرفت‌ها ۴- تقویت توانمندی‌ها ۵ – برقراری اعتماد و امنیت در کاربرد تکنولوژی‌های اطلاعات و ارتباطات ۶- ایجاد محیط مساعد۷ – کاربرد تکنولوژی‌های اطلاعات و ارتباطات در تمام شرایط۸ – گوناگونی و هویت فرهنگی، گوناگونی زبانی و محتوای محلی۹ – رسانه‌ها۱۰ – ابعاد اخلاقی جامعة اطلاعاتی۱۱-همکاری بین المللی و منطقه ای
این اصول یازده گانه بیش از همه جا در کشورهای در حال توسعه مانند ایران ضروری به نظر می رسد.جایی که رسالت رسانه ها بیش از ابزارهای اجرای تفکرات نئولیبرالیستی و سرمایه داری است. در این کشورها رسانه های جمعی می توانند آگاهی های روز را در چارچوب واقعیت های موجود درجامعه و نه به عنوان یک پارادایم برای فرد نشان داده و انتخاب را به عهده فرد بگذارند تا بلوغ جامعه پذیری سیاسی و مشارکت سیاسی ، به عنوان پیش شرط اصلی برای ارتقای فهم رسانه ای و توسعه سیاسی تحقق پذیرد. در کشورهای توسعه یافته تفاوت نظام های توتالیتر با سایر نظام ها در همین نکته نهفته است که نظام های توتالیتر به دنبال ایجاد جریانی پوپولیستی بوده و بر این مبنا رسانه ها هر تعداد که باشد در جهت رسیدن به این هدف رهنمون می شود و در این راستا ایدئولوژی غالب نیز همان است که حاکمان اقتدارگرا از طریق رسانه ترویج می دهند. در این جوامع سواد رسانه ای از طریق پردازش اطلاعات و کاربرد مهارت ها با رشد جامعه پذیری سیاسی و مشارکت سیاسی از طریق نمادسازی و تاکید بر المان های شمترک ملی می تواند بر مبنای نیازها ،ساختارهای اجتماعی و سیاسی و هویت شهری را به مفهومی ارزشمند ، ضروری و ملی تبدیل کند. برای این منظور تقویت سواد رسانه ای و به تبع آن افزایش قدرت پردازشگری نمادهای محلی که در راستای هویت ملی در رسانه های محلی در معرض دید مخاطبان قرار می گیرد، می تواند اجزای پراکنده هویت ملی را به سمت همگرایی هدایت کند. به عنوان مثال نمادهای محلی در رسانه های محلی در کردستان، اردبیل، خرسان و سیستان و بلوچستان به عنوان بخش هایی از سرزمین ایران که دارای خرده فرهنگ های متفاوت و آداب و رسوم خاص و زبان، گویش و لهجه های متفاوتی هستند، در صورت استفاده از نمادهای مشترک ملی در کنار نمادهای محلی و شهری می توانند علاوه بر تقویت هویت شهری هویت ملی را نیز حفظ و تثبیت کنند.
از آنجا که هویت ملی در کشورهایی مانند ایران متاثر از رویکردها، فرهنگ ها و کنش های مختلف اجتماعی و خاستگاه های مختلف در شهرهای مختلف ایران با پیشینه های بومی مختلف است، افزایش سواد رسانه ای و قدرت رمزگشایی نمادها پس از درونی سازی سبب همگرایی در هویت شهری و به تبع آن هویت ملی شود
سازگاری
منظور از سازگاری توجه به ارزش های ملی و فروملی است. به عنوان مثال توجه به ناسونالیسم قومی برای کاهش شکاف های اجتماعی با تقویت نمادهای مذهبی می تواند قومیت را به هم نذدیک کرده و از ایجاد حساسیت های قومی کاهش پیدا کرد. این موضوع در رسانه های الکترونیکی به ویژه تلویزیون می تواند تاثیری فراگیر داشته باشد. چرا که مخاطبان عام این رسانه از تاثیر گذاری و حساسیت زیادی نسبت به ارزش های قومی و ملی برخوردارند و از سوی دیگر مانند مخاطبان خاص رسانه های دیجیتالی مانند اینترنت تمایل یا توانایی جستجو در وب را نداشته و در حوزه تفسیر و تبیین به قدرت مخاطبان خاص نیستند. در این زمینه بدون وجود درک درست از سازگاری فرایند دورنی سازی نمادها نمی تواند موفق باشد. زیرا اگر سازگاری به معنای تطبیق با فرهنگ و هویتی مجازی در قالب پدیده جهانی شدن تعریف شود بسیاری از مفاهیم بومی و ملی تحت تاثیر این تعبیر قرار می گیرد. بنابراین سواد رسانه ای می تواند از طریق پردازش اطلاعات و افزایش مهارت ها سبب فعال شدن پس فرست و قدرت تحلیلگری در مخاطب شده و رمزگشایی نمادها را برای مخاطب ساده تر کند. . استفاده از نمادسازی شهری از طریق رسانه های محلی می تواند هویت شهری و ملی را در کنار هم تقویت کرده و به نقطه سازگاری برساند.
نتیجه
تاثیر رسانه های جمعی بر بلوغ اجتماعی و سیاسی جوامع موجب افزایش فهم رسانه ای می شود. در دنیای امروز با توجه موارد ذکر شده موضوعی نیست که بتوان جلوی آن را گرفت ولی می توان جریان رسانه ای را با توجه به هویت ملی و نیازها و خواست های جامعه بومی کرد. برای این منظور جامعه پذیری و بلوغ فرهنگ رسانه ای که نه بر مبنای تقابل با مدرنیزم و پدیده جهانی سازی بلکه،هدایت و کنترل آن به سمت ایجاد رسانه هایی که صرفا بازتاب واقعیات و موضوعات مختلف در دنیا باشند تبدیل کرد. برای این منظور مهمترین پیش شرط لازم همگرایی نخبگان و مردم است . در جوامع در حال توسعه مانند ایران به دلیل گذار بین سنت و مدرنیزم در حوزه های مختلف نقش رسانه های جمعی نزدیک شدن نخبگان و مردم موجب خواهد شد تا افکار عمومی انسجام گرفته و در چارچوب وحدت و هویت ملی جوامع در حال توسعه نظم نوین جهانی را که بر مبنای ارتباطات بین المللی و نئولیبرالیسم به صورت فراگیر در حال گسنرش است کنترل نماید.این نتیجه بدون افزایش سطح سواد رسانه ای امکان پذیر نیست.
جهانی سازی و جهانی شدن همواره نمی تواند مضر و نابود کننده فرهنگ های بومی باشد چرا که در چارچوب فرایند مدرنیزم در دنیای امروز آداب و رسوم و فرهنگ برای واکسینه شدن در برابر فرهنگ بیگانه باید بتواند خود را با نیازها و خواست های نسل امروز و که بخش اعظمی از افکار عمومی جامعه را نیز تشکیل می دهند تطبیق دهد. بر این اساس سواد رسانه ای می تواند در افزایش توان تحلیل مخاطبان نسبت به رسانه های متعدد و رمزگشایی نمادهای ملی و بومی افکار عمومی را در حوزه های سیاسی و اجتماعی به سمت بازتعریف و تثبیت هویت ملی از طریق تقویت هویت شهری در جامعه امروز رهنمون کند. بنابراین سواد رسانه ای و اطلاعاتی با افزایش آگاهی مردم از یک اتفاق و بیان آن با زوایای محختلف از طریق رسانه های متعدد با گرایش های متفاوت می تواند زمینه های طرز تفکر و جهت گیری سیاسی را درگیرندگان ایجاد کرده و تاثیرات مثبت یا منفی بر نظام سیاسی بگذارد. از این رو فهم و درک رسانه ای و بالا رفتن قدرت تحلیل گیرندگان در برابر رسانه های جمعی توسط حلقه نخبگان،مردم و رسانه هایی که بازتاب خواست ها و نیازهای مردم هستند موجب رشد و بلوغ جامعه پذیری سیاسی و به تبع آن درک عمیق از مفهوم هویت شهری و به تبع آن هویت ملی شود.

منابع
-احمدی ،بابک؛(۱۳۹۱)، ازنشانه های تصویری تا متن،نشر مرکز
ایشل، رینر شوتس(۱۳۹۱)، مبانی جامعه شناسی ارتباطات، ترجمه کرامت الله راسخ، نشر نی
طلوعی، علی(۱۳۹۱)،سواد رسانه ای، دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها
-فقیه،بتول(۱۳۹۶)رابطه سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی با مهارت فراشناختی و خلاقیت. پژوهشهای ارتباطی/ سال بیست و چهارم، شماره ۴
-معتمد نژاد، کاظم ؛(۴ خرداد ۱۳۸۹)، همشهری آنلاین، جایگاه رسانه‌ها در جامعه اطلاعاتی

-مک لوهان،مارشال.(۱۳۷۷)برای درک رسانه ها. ترجمه سعيد آذري.سروش

-مولانا، حمید ؛(تابستان ۱۳۷۶)،ارتباطات و فرهنگ در قرن بیست و یکم، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع)، شماره۴٫

-نقیب زاده، احمد ؛(۱۳۸۰)، در آمدی بر جامعه شناسی سیاسی،انتشارات سمت
Anthony Smit,(1991),National Identity,university of Nevada press,london
Potter Jeams,(2013),Media Litracy,Sage Publication,California
Share Jeff,)2009(,Capture Media literacy is Elementary :Teaching Youth to Critically Read and Create Media ،Lang Peter Publishing Inc ،New York.
Hobbs Renee , Moore David)2013(Capture Discovery Media literacy ،Corwin Press، California.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای