کد خبر: 208767
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - آذر ۲۹, ۱۳۹۷
امروزه صحبت از تاریخ معاصر ایران بدون نام بردن از دکتر فریدون ادمیت تقریبا غیرممکن شده است اگر مبنای تحول فکری و دگرگونی بنیادین جامعه ایرانی را از عصر امیرکبیر و بعد از آن انقلاب مشروطه ایران بدانیم آنوقت گریزناپذیر خواهد بود که بدون مراجعه به آدمیت به بازشناسی تاریخی بپردازیم ، انقلاب مشروطه ایران... مطالعه بیشتر »

امروزه صحبت از تاریخ معاصر ایران بدون نام بردن از دکتر فریدون ادمیت تقریبا غیرممکن شده است

اگر مبنای تحول فکری و دگرگونی بنیادین جامعه ایرانی را از عصر امیرکبیر و بعد از آن انقلاب مشروطه ایران بدانیم آنوقت گریزناپذیر خواهد بود
که بدون مراجعه به آدمیت به بازشناسی تاریخی بپردازیم ،
انقلاب مشروطه ایران در تاریخ تحولات اجتماعی و سیاسی ایران برخوردار از جایگاه بزرگ بی همتاست. پرسش این است که اهمیت مشروطیت از کجا ناشی می شود و چه معنایی در مشروطیت نهفته است که باعث جلوه ابدی آن خواهد بود؟
چه کسی این رویداد بزرگ را برای نخستین بار به معنای حقیقی کلمه از هم شکافته و تاریخ فکر ایران را به بحث کشیده است؟
هیچ یک از مورخان تاریخ معاصر ایران به اندازه او به
موضوعات پیرامون روشنفکری ایران نپرداخته اند،
هیچ تحلیلگری مانند دکتر فریدون ادمیت گام به گام تاریخ فکری ۱۵۰ سال گذشته را به پرسش و پاسخ نکشیده است،
اوست که نخستین بار اندیشمندان برجسته دوران قبل و بعد مشروطه را از زاویه انتقادی مورد بررسی قرار میدهد،

او که پایان نامه مقطع کارشناسی ارشدش را در دانشگاه تهران به زندگی و اقدامات امیرکبیر اختصاص داده و اثری بس بزرگ از خود برجای گذارده است و تا امروز این اثر که با نام
” امیرکبیر و ایران ” شناخته میشود کماکان بعد از هفتاد سال و اندی بهترین و پربارترین منبع درباره زندگی بزرگمرد تاریخ قاجار میرزا تقی خان امیرکبیر است،

آثار دکتر آدمیت به منظور شناخت و توسعه اندیشه برای استقرار آزادی و حاکمیت ملی و قانونمند در چارچوب دموکراسی پارلمانی در ایران است،
یعنی استقرار یک حکومت مشروطه اصیل و منطبق با نمونه های جهانی آن،

تا پیش از دکتر فریدون ادمیت تاریخ نگاری ایران
سنتی و بقول معروف نقلی بود ،
او به تاریخ نگاری ایران انتقاد میکند

او معتقد بود با وجود آنکه در رشتة تاریخ‌نویسی سنت دیرین داشته‌ایم و بیش از ۱۵۰ سال است که از سابقة آشنایی ما با فرهنگ و مدنیت غرب می‌گذرد و نیز دامنة مباحث گسترده‌ای برای بررسیهای تاریخ داریم، ولی از نظر علمی، فن تاریخ‌نگاری پیشرفت لازم را کسب نکرده، از جهت روش نقد و تحلیل علمی در تحقیق تاریخ، عقب‌افتاده و از پیشرفتهای علمی جهانی نیز دور مانده‌ایم،  آدمیت بعنوان یک تاریخ نگار مدرن برای ایده پردازی و تحلیل وقایع است که پا به میدان میگذارد،
ادمیت است که در کتاب امیرکبیر و ایران صدراعظم نامدار و اصلاح طلب عصر قاجار می‌نویسد:
«با امیرکبیر و ایران تحقیق تاریخ سیاسی اخیر ایران را بر اساس مدارک اصیل و اسناد دولتی آغاز نهادم. این کتاب سرگذشت‌‌نگاری به سنت مورخان ما نیست؛ شخصیت میرزا تقی‌خان را در سیر تحول تاریخ زمان مورد تحلیل قرار داده‌ام، به جریان‌های تاریخ و عوامل سازنده آن جریان‌ها، خاصه به بنیادهای اجتماعی ایران توجه داشته‌ام. کوشش کردم رابطه امیرکبیر را با اجتماع به‌ دست دهم و اثرش را در تاریخ بازنمایم؛ او را بشناسم و بشناسانم. آن شیوه نمودار مرحله مترقی تاریخ‌نگاری است و از با معنی‌ترین جهات تعقل تاریخی.»

ادمیت به عمق اندیشه ایرانی در تاریخ معاصر میرود و به مدد استعداد و تفکر پیشگامش تاریخ نگاری تحلیلی و انتقادی را به ما می آموزد ،
او بازتاب تفکر مدرن را در پرتوی انقلاب مشروطه ایران که نتیجه زحمات اندیشمندان و روشنفکران ایرانی بود را در کتابهایش منعکس میکند و ارزش بی بدیل انقلاب مشروطه را بیش از پیش نمایان و آنرا بدون حب و بغض به بوته نقد میکشد، ‌ ‌‌او درباره امیرکبیر نوشت و ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﺳﺎﻟﻪ کارشناسی ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﻣﯽﻧﻮﺷﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺳﯿﺮ ﺗﻔﮑﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﺍﺧﯿﺮ ﺑﻮﺩ ، ﺍﻭ ﺑﺎ ﺭﻭﺷﯽ ﮐﻪ خود آغاز کننده ان بود
ﻭ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭﭼﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎ ﺑﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺗﺎ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺪﻓﯽ ﺟﺰ ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ،

در همین راستا در کتاب خود بنام فکر ازادی می‌گوید:

(ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻧﻬﻀﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﺎﻣﻞ ﺩﻭ ﻣﺒﺤﺚ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﯾﮑﯽ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭ ﻧﺸﺮ ﻋﻘﺎﯾﺪ سیاﺳﯽ ﻭ ﻣﺪﻧﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻣﻘﺪﻣﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭﯼ ﻣﻠﯽ ﻭ ﻧﻬﻀﺖ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺍﺳﺖ)

انگیزه ادمیت از تاریخ نگاری روشن است،
هموار کردن راه تجدد و مدرنیته با بررسی تاریخ فکر در جهان و ایران،

ادمیت در جای جای کتابهایش به تحول ذهنی و عقلی اشاره می‌کند،
او تاریخ جدید آسیا را تاریخ تسلط تمدن جدید غرب میداند،
او این مسئله برای درک و جذب تجدد یک امر ضروری میداند،
او در مقدمه کتاب ارزشنمدش بنام اندیشه ترقی و حکومت قانون درباره آغاز تحول و ورود تجدد می‌نویسد:
“در ایران مانند همه جامعه های مشرق بدون استثنا مقدم برچنان تحول ذهنی کلی با برخی مظاهر تمدن غرب کم یا بیش اشنایی پیدا شد و به اخذ آنها برآمدند، در این دوره دانش پیشینیان دست نخورده باقی ماند ، هنوز تردیدی در اساس آنچه حکمت نظری و حکمت طبیعی در ریاضیات می‌خواندند و قرنها با آن خو گرفته بودند عارض نگشته بود، چنین
می انگاشتند که پیشرفت مغرب زمین فقط در علم طبیعی و صنعت است،
پیوستگی میان متعلقات مدنیت جدید را هم تمیز نمیدادند، اما همینکه آشنایی با فرهنگ جدید مغرب رفته رفته بیشتر شد بر نفوذ مدنیت اروپا افزوده گشت و ضرورت طبیعی قبول تمدن غربی را الزام آور ساخت مقدمه تحول ذهنی تازه ای پدید امد،
اعتقاد به علم کلاسیک شکست و فهمیدند خیلی از اصول پیشینیان پایه اش بر اب است و آنچه درست است ناقص و مقدماتی است،
در قلمرو فلسفه و علم و سیاست مفاهیم جدید غربی را شناختند و در بطلان آرای اهل مدرسه و نفی سنت اشکارا سخن راندند ”

دغدغه ادمیت در این نوشتار روشن است،
او بدنبال نواوری و استفاده مثبت از تمدن غربی بود،

او در کتاب اندیشه ترقی و حکومت قانون در عصر سپهسالار،
میرزا حسین خان سپهسالار را بعنوان نمونه بارز تلاش و آشنایی برای اصلاحات از بالا معرفی می‌کند ،
اقامت دوازده ساله میرزا حسین خان سپهسالار به عنوان سفیر ایران در استامبول او را با تحولات سیاسی و مدنی امپراطوری عثمانی و تنظیمات اشنا کرده بود،
او با رهبران روشنفکر ترک مانند عالی پاشا ، فواد پاشا و از همه نامدار تر مدحت پاشا دوستی و اشنایی بسیار داشت،
ادمیت درباره دولت سپهسالار می‌گوید:
” اوج فلسفه دولت سپهسالار تغییر بود در جهت ترقی،
نگرش او صرف عقلی بود و تکیه کلامش اینکه در طریق عقل اختلاف نیست،  سپهسالار به اصول زیر اعتقاد داشت:
اصلاح طرز حکومت و تاسیس دولت منتظم بر پایه قوانین جدید ، تفکیک سیاست از امور مذهبی ؛ افزایش ثروت ملت و دولت، توسعه صنایع و ترویج تجارت که بتوان از امتعه خارجه صرف نظر نمود ،
ترقی و تربیت ملت که افراد ملت حقوق و حدود خود را بدانند و نشر علم مترقی و مدنیت و حقوق انسانیت، و ایجاد مدارس جدید و مجانی و نشر علوم و صنایع خارجه …

ادمیت عصر سپهسالار را بعنوان نمونه اندیشه ترقی
معرفی میکند،  با بررسی عملکرد سپهسالار میتوان به دغدغه های اجتماعی و سیاسی دکتر فریدون ادمیت نیز پی برد،
او به ترقی و طریق عقل در دولت سپهسالار تاکید دارد،
آدمیت قصد و نیّت اصلاح طلبانه میرزا حسین خان سپهسالار و مساعى او را در این راه ارج می‌نهد و نافرجامى در این روند را ناشى از ساختار نظام استبدادى میداند و می‌گوید با وجود آنکه بعد از میرزا حسین خان فکر ترقى در دستگاه حکومت هیچگاه نمرد، ولى هر کوشش اصلاح‏طلبانه باطل گشت،

ادمیت با بررسی نقش اندیشمندان برجسته دوران قاجار و با معرفی انان بعنوان پیشگامان اصلاحات در ایران عصر جهان صنعت فعالان سیاسی زمانه را تشویق به اصلاحات کند،

او تفکر تاریخی را عنصر اصلی تاریخ نویسی جدیدمیدانست،
او عقیده داشت که مورخ با بصیرت تاریخی از انبوه واقعیات مهمترین و با معنی ترین شان را باید مشخص کند،
روابط منطقی توالی وقایع را بسنجد و تحلیل و تفسیر وقایع تصویری هر چه دقیق ترو روشن تر از جریان تاریخ ارائه دهد و بدیهی است تاریخی که بر پایه اسناد و مدارک اصلی و دقت در معانی آنها بنا نشده باشد،تاریخ نیست …

کتاب‌های دكتر فريدون آدميت در سال‌های بعد از بازنشستگى او از خدمات وزارت امور خارجه منتشرشده و بسیاری از آن‌ها را ناشرانى چاپ كرده و عرضه کرده اند كه از نام و آرم انتشاراتشان در بازار كتاب امروز، كمتر نشانى هست،
کتاب‌های پرارزش او، امروز به‌آسانی دستياب نيستند و اين خسارتى بسیار بزرگ است كه بر جامعه فرهيختگان اهل‌قلم و اهل تحقيق و جویندگان تاریخ معاصر ایران وارد می‌شود،
این نوشتار کوتاه هرچه به واژگان گوناگون اغشته شود باز توان بازگویی رسالت و صداقت قلم دکتر فریدون ادمیت اندیشمند بزرگ تاریخ معاصر ایران را ندارد و در تفسیر تاثیر او بر پژوهش معاصر ایران عاجز است،

صراحت کلام وی در قضاوت در بارۀ وقایع و شخصیت های تاریخی و عقل و تعقل را سنگ ترازوی نگرش ها و تحلیل های خود قرار دادن و نقد و تأیید عنصر روشنفکری اصیل و دموکرات و در نفی متظاهران به روشنفکری شاخص های این دیپلمات و مورخ برجسته تاریخ معاصر ایران است،
اعتبار او یک اعتبار خدشه ناپذیر و ماندگار است …

✍ محسن ثروتی …

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها:, ,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای