کد خبر: 234166
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - بهمن ۱۰, ۱۳۹۷
تاثیر و ارتباط فرهنگ بر توسعه پایدار روستا همان گونه كه مي دانيم مهمترين و اساسي ترين عنصر مشخص كننده حيات جهاني فرهنگ است. فرهنگ مشخصه همه جوامع است و نموداری از ارزشها، باورها، رفتارها و فراورده هاي انساني موجود در آن جوامع محسوب ميشود. هر جامعه بشري سيستم اجتماعي، فرهنگي خود را دارد كه... Read more »

تاثیر و ارتباط فرهنگ بر توسعه پایدار روستا

همان گونه كه مي دانيم مهمترين و اساسي ترين عنصر مشخص كننده حيات جهاني فرهنگ است. فرهنگ مشخصه همه جوامع است و نموداری از ارزشها، باورها، رفتارها و فراورده هاي انساني موجود در آن جوامع محسوب ميشود. هر جامعه بشري سيستم اجتماعي، فرهنگي خود را دارد كه به طور كلي نمودي خاص و بي همتا از فرهنگ آن جامعه است .حال بررسی اینکه چقدر این متغیر فرهنگ بر توسعه پایدار روستا موثر مرتبط میباشد ؟ را میتوان یک سوال اساسی در نظر گرفت.
توسعه به معناى كوشش آگاهانه، نهادى و برنامه ريزى شده براى نيل به پيشرفت اجتماعى و اقتصادى در عصر نوین تعریف میشود. رويكردهاي توسعه به ويژه توسعه روستايي در بسياري از كشورهاي دنيا به خصوص در كشورهاي در حال توسعه مطرح شده است كه هدفي چون كاهش فقر درنواحي روستايي، تأمين نيازهاي اساسي، ارتباط دوسويه بين شهر و روستا و پيوند ساختاري بين آنها، گسترش كشاورزي و دامپروري، توسعه عدالت اجتماعي در این نواحي را مورد توجه قرار میدهد. اما توسعه روستايي بعنوان راهبردي براي بهبود زندگي اجتماعي، اقتصادي مردم روستايي که اغلب آسیب پذیرتر هستند در نظر گرفته شده است.
از آنجا كه هدف اصلي توسعه روستاها كاهش مضایق اقتصادی است برنامه هاي توسعه روستايي بايد به منظور افزايش توليدات، بهره وري، توسعه منابع انساني و گسترش فرصتهاي اشتغال طراحي شود و روند توسعه نيز نبايد بنيان هاي محيط زیستی را تخريب كند. همان گونه كه مشخص است هدف دولت از گسترش فرهنگ در نواحي روستايي حمايت از برنامه هاي عمومي، ارتقاي سطح تعليم و تربيت، بهبود ارزش ها و كرامات انساني و تسريع توسعه فرهنگ بومي است، سرآغاز تحقق این سیاست خودباوري ساکنان روستاها به فرهنگ های یومی و محلی خود است و نه غرق شدن در پذیرش تمام کمال فرهنگ های انتقالی از سوی مدیا.
يك راهبرد استراتژيك در برنامه ريزي های دولت كه به طور مستقيم و غيرمستقيم در جهت هدايت منابع فرهنگي از طريق طيف گسترده فعاليت هاي فرهنگی بومي محلي بر مضامین مبتنی بر عناصر فرهنگ اصیل میتواند باشد. اجزاي اساسي توسعه پايدار را میتوان با عناوینی چون پيشرفت اقتصادي، رفاه اجتماعي، كيفيت محيط زیستی با تکیه اساسی بر فرهنگ های اصیل خود خواند .

بيشتر نواحي روستايي در سراسر جهان داراي مشخصاتي شبيه به هم هستند كه در اين بين ويژگي هايي چون توزيع فضايي جمعيت، فعاليت هاي كشاورزي، استفاده از منابع محلي، تماس هاي چهره به چهره، فرهنگها، سنتها، آداب و رسوم و غيره شایان توجه است. درسطح ملي و به خصوص در مناطق روستايي، اهميت فرهنگ در دو جنبه خلاصه مي شود، نخست جايگاهي كه فرهنگ در هويت و موجوديت جامعه دارد و ديگري نقشي كه فرهنگ در پيشرفت جوامع ايفا مي كند.
هرچه جامعه از نظر عقیده اجتماعی انعطاف پذيرتر باشد آثار و نقش فرهنگ سريع تر خواهد بود. به هرحال پيشرفت و ترقي حاصل يك نگرش خاص به محیط است و بدون ايجاد اين نگرش خاص، پيشرفت و ترقي بسیار کند و یا ناممکن است ، اين نگرش خاص بيانگر لزوم وجود يك فرهنگ مناسب براي توسعه است.
محور توسعه، انسان است و انسان، اساسي ترين نقش را در توسعه ايفا ميكند و همان طور كه مي دانيم انسان همواره درگير انتخاب است وهمین انتخاب ها هستند که به زندگی او جهت میدهندومسیر را برایش باز میکنند فعاليت هاي اقتصادي نيز در قالب یک انتخاب شكل مي گيرند ( انتخاب اینکه خود کارآفرین باشم یعنی مولد شغل یا اینکه این بینش فرهنگی بر من حاکم باشد که برای کسب درآمد برای یک سازمان یا کارفرما کار کنم) مجموعه فعاليت هاي اقتصادي انسان ها، شمایل کلی اقتصاد جامعه را ميسازد. در واقع اگر جامعه ها به توسعه دست مييانبد اين توفيق را مرهون فعاليت و تلاش گسترده اعضاي خويش هستند كه با انجام انتخاب هاي خاص و به دنبال آن فعاليتهاي اقتصادي خويش را دنبال میکنند.
در هر صورت انتخاب معيار ميخواهد و معيار متغیری ارزشي است و هر مسئله ارزشي جزئي از فرهنگ است، بنابراين ارتباط و تاثیر فرهنگ بر توسعه کتمان ناشدنی است . به عبارت ديگر مي توان چنين گفت كه توسعه ملي به ويژه توسعه اقتصادي، اجتماعي و محيطي زیستی، مستلزم رفتارهاي خاص به ويژه در زمينه هاي مختلف زندگي انساني است و شديداً به فرهنگ و باورهاي فرهنگي وابسته است. در واقع فرهنگ، تغييرات اساسي در طرز تفكر و در نتیجه شيوه رفتار افراد به وجود مي آورد كه بنيان توسعه پايدار بر آن استوار است .
در پایان ذکر این جمله ازاميل گروسه بسیار مهم است که : ايران حق بزرگي به گردن بشريت دارد، زيرا به شهادت تاريخ، ايران با فرهنگ نيرومند و ظريفي كه در طي قرون به وجود آورده وسيله تفاهم و توافق و هماهنگي را ميان ملل ايجاد كرده است، در اثرنفوذ افكار و فرهنگ ايران؛ نژادهاي مختلف داراي ايمان و عقيده مشترك شده اند.

حبیب رمضانی

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها:, , ,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای