کد خبر: 235865
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - بهمن ۱۵, ۱۳۹۷
همین اول سنگم را وابکنم که در این نوشتار قرار نیست از بین هم روزگاران مان نامی به میان بیاورم پس اگر خواننده ای جایی، گوشه ای و یا کلمه ای را بر کسی هم داستان دید خودش می داند و خدای خود و لزومی ندارد آن چه را که از ذهنش می تراود بر... مطالعه بیشتر »

همین اول سنگم را وابکنم که در این نوشتار قرار نیست از بین هم روزگاران مان نامی به میان بیاورم پس اگر خواننده ای جایی، گوشه ای و یا کلمه ای را بر کسی هم داستان دید خودش می داند و خدای خود و لزومی ندارد آن چه را که از ذهنش می تراود بر نگاه دیگران نیز بتاباند و اگر چنین کرد، خود پاسخگوی آن خواهد بود و بر نگارنده هرجی نیست.
تاریخ بلند بالای ادبیات فارسی را که ورق بزنیم- به ویژه در حوزه شعر-، چه در دوره های گوناگون و چه در هر دوره از آن، نام های کوچک و بزرگ فراوانی به چشم می خورد و بی گمان هر دوره ای از شعر به نام های بزرگانش شناخته می شود و به قولی وقتی غربال به میان بیاید دانه های درشت است که خود می نماید و بر کسی پوشیده نیست که سایرین یا در سایه می مانند و یا در بسیاری زمان ها حتی ردی از آن ها در سایه هم یافت.

نمی شود، به ویژه اگر آثارشان کمتر در دسترس بوده باشد و یا شمار فراوانی نسخه های اثرشان، اندک بوده باشد. اما بر چه کسی پوشیده است که گاه همین هایی که در سایه مانده اند و یا حتی در سایه هم دیده نشده اند، شعرشان و یا دست کم نگاه شان در این حوزه، تاثیر شگرفی بر روند رو به جلوی کاروان شعر داشته است؟
بی گمان شکوفایی و خاموشی سبکی و طرزی در شعر در هیچ دوره ای به یک باره نبوده است و نمی توان
خط کشی برداشت و برای نمونه گفت سبک عراقی از فلان سال و ماه و روزآغاز می شود و در فلان سال و ماه و روز به پایا ن می رسد و یا از فلان شاعر سر گرفته می شود و با فلان شاعر واگذاشته می شود به گفتاری روشن تر این رفت و آمد سبکی، نموداری اوج گیرنده و فرودآینده دارد و خطی نیست. بلکه اگر بخواهیم موشکافانه تر بنگریم این نمودار را حتی می توانیم برای شعرهای یک شاعر هم، ترسیم کنیم و این را نیز می دانیم که حتی در آثار سرآمدان هر سبکی می توان شعرهایی با ویژگی های سبک های پیشین و حتی پسین آنان برشمرد.
با نگاهی اندکی پژوهنده تر در دفتر بزرگ شعر پارسی به شعرهایی برمی خوریم که یا نام شاعرانی بی آوازه را بر خود دارند و یا نامی از شاعری بر آن ها نیست. این گونه شعرها در گذر زمان، دست مایه شاعران دوره های بعدی و حتی هم دوره برای آفریدن شعرهایی چه بسا استخوان دار و مانا شده اند و البته به میزان پایبندی شاعر به اخلاق و رفتار حرفه ای، یادی هم از اثر مادر و یا شاعر آن در اثر جدید یا پاورقی آن به میان آمده است. از دیگر سو نیز کم نبوده است شماره شعرهای بی نام و بانامی که سر از دفتر فرد دیگری در آورده است و یا حتی از آن شرم آورتر که فردی خود را به نام شاعری معرفی کرده است که خاطره “انوری” شاعر پرآوازه سبک خراسانی دراین باره در تاریخ ادبیات فارسی پرآوازه است.
نگاهی گذرا به تاریخ شعر فارسی کافی ست تا دریابیم که گاه و بی گاه شکلی از ایستایی، بازگشت و یا بازنگری در دوره ها، سبک ها و اثرهای پیشین، رخ نموده است که نمونه های بارز آن را می توان در قرن های نهم و سیزدهم و دوران پس از مشروطه برشمرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز رویکرد شاعران به سبک هندی از نوع بیدلی آن روحی تازه به کالبد شعرهای کلاسیک دمید، پیشرفت ساختارهای جدید را سرعت بخشید و زبانی تازه را نوید داد تا در پس آن به مدد رویدادهای اجتماعی جدید، پیشنهادهای ساختاری و قالبی تازه ای شکل بگیرند و فرصتی شد تا با مدد نگاهی نو برخی آثار، بازآفرینی شوند و لباسی نو بپوشند.
بهره بردن از شعر شاعران دیگر در مسیر آفریدن شعر و یا به عبارتی بازآفرینی شعر در تاریخ ادبیات فارسی به شکل های اقتباس، استقبال، تضمین (و در شکل همزمانی آن به نام توارد) و شکل هایی از این دست، پیشینه
داشته است همان گونه که در شعر روزگار ما نیز، نمونه دارد اما نگران کننده این است که به هزارویک دلیل از جمله انبوهی آفرینش آثار(جدای از مایه دار یا بی مایه بودن آن ها)، زمینه ربایش شعر نیز بیشتر فراهم
شده است. لابد اهالی شعر به یاد دارند که یک غزل در چند سال پیاپی در چند جشنواره بزرگ کشور به نام چند شاعر و البته به نام غیر شاعر واقعی، جایزه رتبه اول گرفت. بی گمان در این گیرودار بیش از همه شاعرانی آسیب می بینند که به هزارویک دلیل نخواسته اند و یا نتوانسته اند نامی برای خود دست و پا کنند و اثر خود را در دفتری و یا حتی نشریه ای به چاپ برسانند.
اگر بگذریم از شمار شعرهایی که به سبب نیاز مالی به دیگران واگذار شده است و از همین رهگذر، کسانی ردای شاعری پوشیده اند که کمترین اهلیت که نه، حتی کمترین سوادی از شعر ندارند، پدیده ای دیگر پا گرفته است و اندک اندک کاسبانی سر برآورده اند که سر در گریبان تاریخ ادبیات فارسی فرو برده اند و با شکار شعرهای
بی نام و یا شعرهایی با شاعران کم آوازه پیشین یا هم روزگار، اطویی بر آن ها کشیده اند یا رنگ و لعابی بر آن ها افزوده اند و بدون نگرانی از بازخواستی آن ها را به مدد مافیای قدرت و نشر به نام خود به چاپ های چندم رسانده اند و اسفبارتر آن که در تذکره نویسی ها، جاه بر جاه نداشته شان افزوده شده است تا جایی که عنوان جعلی “حکیم” بر آن ها نهاده شده است.
همین چندی پیش بود که رو به رو شدیم با موجی از واکنش شدید و البته به حق جمع پرشماری از شاعران در برابر خواننده ای که شعرها را با دگرگونی و یا بدون آن، به نام خود می کرد تا دستمزد شعرها را نپردازد، نگارنده، همان زمان نیز یادآور شدم که اگر شاعران اجازه نمی دادند افرادی در کسوت خودشان، شعرشان را بربایند، پا، فراتر نمی رفت و جماعتی بیرون از شعر، جسارت نمی کردند به سیمای شعر چنگ بیندازند.
کاش اهالی شعر دست بجنبانند و نگذارند موش به انبار بیفتد و این خوره، بیش از این، جان شعر را بجود.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها, , , ,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای