کد خبر: 298958
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۸
«پرسش جدی‌تر این است که اگر درِ آموزش و پرورش را باید گِل گرفت که به این دانشجویان دیپلم داده درِ کجا را باید گِل گرفت که به بعضی لیسانس و حتی بالاتر اعطا می‌کند؟ تازه در آموزش و پرورش، معلمِ طفلک می‌داند لایحه بعد از تصویب کجا می‌رود.» مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت:... مطالعه بیشتر »

«پرسش جدی‌تر این است که اگر درِ آموزش و پرورش را باید گِل گرفت که به این دانشجویان دیپلم داده درِ کجا را باید گِل گرفت که به بعضی لیسانس و حتی بالاتر اعطا می‌کند؟ تازه در آموزش و پرورش، معلمِ طفلک می‌داند لایحه بعد از تصویب کجا می‌رود.»

مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: «به تازگی ویدئویی از پرسش و پاسخ دکتر زیباکلام در کلاس درس در فضای مجازی (رسانه‌های جیبی) منتشر شده که هر چند به دقت نمی‌توان دربارۀ زمان و مکان آن نظر داد اما به نظر می‌رسد متأخر و مربوط به دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران باشد و اگر هم نباشد و مربوط به مؤسسه‌ای آزاد هم باشد در اصل قضیه که سطح نازل اطلاعات است تفاوتی ایجاد نمی‌کند.

همچنین نمی‌دانم این ویدئو آشکارا ضبط شده یا پنهانی اما در اصالت و واقعیت آن تردیدی نیست و چون قصد ضبط‌کننده آسیب‌شناسی و هشدار دربارۀ سطح اطلاعات عمومی جوانان است می‌توان بر آن درنگ و نکاتی را مطرح کرد، وگرنه اگر ضبط مخفیانه مشکلی ایجاد می‌کرد به آن نمی‌پرداختم.

دکتر زیباکلام از دانشجویان می‌پرسد: «وقتی لایحه‌ای در مجلس به تصویب می‌رسد، بعد چه می‌شود؟» دانشجوی اول پاسخی ندارد. دانشجوی دوم هم یا پاسخی ندارد یا نادرست پاسخ می‌دهد و دکتر زیباکلام با لحنی آمیخته از خشم و طعنه می‌گوید: گِل بگیرند درِ آموزش و پرورشی را که به شما دیپلم داد!

ظاهراً دانشجوی سوم این پرسش ساده را به درستی پاسخ می‌دهد که آقای زیباکلام قدری آرام می‌گیرد اما چون این اتفاق در دانشگاهی معتبر و در قبال پرسشی ساده رخ داده نکاتی را می‌توان طرح کرد و قبل از آن حدس زد که دانشجویان دورۂ لیسانس هستند چون اگر در مقطع کارشناسی ارشد یا دکتری درس می‌خواندند، استاد بی‌سوادی دانشجویان را باید به گردن دانشگاه‌هایی که مدرک لیسانس و فوق لیسانس اعطا کرده‌اند، می‌انداخت و می‌گفت: گِل بگیرند درِ دانشگاهی را که به شما مدرک داد و آموزش و پرورش را متهم نمی‌کرد که قصور داشته و ظاهراً اوایل ترم است که نام دانشجویان را نمی‌داند و خود را هم مقصر نمی‌پندارد و در واقع دانش آنان را در ابتدای کار محک می‌زند.

اما آن چند نکته:

۱. آیا می‌توان تنها آموزش و پرورش را متهم کرد یا مشکل از صداوسیما هم آب می‌خورد؟ درست است که در دروس تعلیمات اجتماعی به این گونه موضوعات هم اشاره می‌شود اما این گونه اطلاعات، علم به مفهوم مصطلح کلمه مانند ریاضی و زیست‌شناسی نیست که آموزش و پرورش را متهم کنیم.

صداوسیما به این گونه موضوعات نمی‌پردازد و درباره مجلس بسته به بافت آن یا برنامه تبلیغی می‌سازد یا تخریبی و از آموزش‌هایی از این دست معمولاً خبری نیست.

۲. شاید دختر دانشجو نمی‌دانسته بگوید می‌رود شورای نگهبان یا بگوید منتظر اعلام نظر هیأت عالی در مجمع می‌ماند یا بین شورای نگهبان و مجلس در رفت و آمد است و دست آخر به مجمع تشخیص می‌رسد و مثل FATF دو سال در آن گیر می‌کند؟

۳. شاید آن قدر نهاد موازی با مجلس درست کرده‌اند و شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام هم عملاً قانونگذاری می‌کند که دختر دانشجو خیال کرده اصلاً مجلس نداریم!

۴. حال از خود دکتر زیباکلام می‌پرسیم: وقتی لایحه‌ای در مجلس به تصویب می‌رسد، بعد چه می‌شود؟ طبعاً پاسخ می‌دهند به شورای نگهبان می‌رود. اما این حکایت ادامه دارد. چون می‌توان پرسید بعد چه می‌شود؟ شورای نگهبان ممکن است تأیید نکند. بعد چه می‌شود؟ دوباره به مجلس بازمی‌گردد. دو حالت دارد. یا اشکالات شورای نگهبان را رفع می‌کنند یا بر نظر قبلی صحه می‌گذارند. بعد چه می‌شود؟ به مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌رود. بعد چه می‌شود؟ ممکن است هیأت عالی نظارت بر حُسن اجرا در مجمع مخالفت کند. بعد چه می‌شود؟ تازه می‌شود مثل لایحه پالرمو و در مجمع می‌ماند.

با این اوصاف آقای دکتر تصدیق می‌فرمایند که شاید چون گاه بعد از تصویب به قانون بدل نمی‌شود دانشجوی محترم کم‌سواد نبوده و حیران است که مگر می‌شود روند قانونگذاری در کشوری این قدر پیچ در پیچ باشد؟

پرسش جدی‌تر این است که اگر درِ آموزش و پرورش را باید گِل گرفت که به این دانشجویان دیپلم داده درِ کجا را باید گِل گرفت که به بعضی لیسانس و حتی بالاتر اعطا می‌کند؟ تازه در آموزش و پرورش، معلمِ طفلک می‌داند لایحه بعد از تصویب کجا می‌رود.

دوستی که در مقطع کارشناسی ارشد در یک دانشگاه معتبر غیر انتفاعی تحصیل می‌کرد می‌گفت استاد که خانم جوانی بود و تازه از همان دانشگاه دکتری گرفته بود از من خواست خلاصه‌ای از تحقیق خود را ارائه دهم و من بلافاصله روی سکو رفتم تا درباره نظریات توسعه که درباره موضوع تحصیل‌مان ارائه شده سر فصل‌هایی ارائه کنم.

در آغاز گفتم در نگاه دکتر محمود سریع‌القلم تعریف توسعه این است و نکاتی را گفتم و بعد پرسیدم دکتر سریع‌القلم را که می‌شناسید. پاسخ تمام دانشجویان که ۱۰ نفر بودند منفی بود و هر چه نشانی دادم کمکی نکرد. ناچار از خانم دکتر جوان پرسیدم. او هم نمی‌شناخت یعنی یک کلمه از او یا درباره او که نظریه‌پرداز مشهور توسعه است، نخوانده بود. از این منظر می‌توان گفت باز گُلی به جمال این چهار پنج نفر که دست‌کم صادق زیباکلام را می‌شناسند، چون استاد خودشان است!»

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای