کد خبر: 327307
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - خرداد ۲۵, ۱۳۹۸
سادگي اين فضيلت ، بدون پيچيدگيهايي كه در تعريفش آورده‌اند، به معني طبيعي بودن به تمام معنا و دوري كردن از هر تكلف و تصنع و ظاهرسازي است. قبلاً دربارة صداقت صحبت كرده بودم و گفته بودم صداقت يعني اينكه پنج ساحت باورها، احساسات و عواطف و هيجانات، خواسته‌ها، گفتار و كردار انسان كاملاً بر... مطالعه بیشتر »

سادگي
اين فضيلت ، بدون پيچيدگيهايي كه در تعريفش آورده‌اند، به معني طبيعي بودن به تمام معنا و دوري كردن از هر تكلف و تصنع و ظاهرسازي است. قبلاً دربارة صداقت صحبت كرده بودم و گفته بودم صداقت يعني اينكه پنج ساحت باورها، احساسات و عواطف و هيجانات، خواسته‌ها، گفتار و كردار انسان كاملاً بر همديگر انطباق داشته باشند، اما سادگي از اين هم بالاتر مي‌رود؛ صداقت از انسان مي‌خواهد كه انواع بي‌صداقتيهاي حاصل از عدم انطباق ميان هر كدام از ساحتهاي پنج‌گانه‌اش را از خود دور كند، اما سادگي از انسان مي‌خواهد كه به صرافت_طبع اش عمل كند و طبيعي طبيعي باشد.

۱️⃣ انسان ساده خود را نه مي‌ستايد و نه مي‌نكوهد، چون كسي كه ستايشگر يا نكوهشگر خود است از واقعيت خود فاصله گرفته است . رواقيان مي‌گفتند: «خودت_را_بپذير» ملامتي‌گري هم در واقع نوعي خودستايي است، چراكه از واقعيت خود دور مي‌شود.

۲️⃣انسان طبيعي هم بود دارد و هم نمود، اما نماياندن ندارد.هيچ موجودي نيست كه بود داشته باشد اما نمود نداشته باشد و برعكس؛ بنابراين، اگر كسي مدعي شد كه نمودي هست كه بود ندارد در واقع خود نمود را بود دانسته است. انسان ساده و طبيعي هم، مثل هر موجود ديگري، هم بود دارد و هم نمود، اما نماياندن ندارد. نمود از مقولة فعل نيست، اما نمايشگري مقوله‌اي اختياري است، يعني مثلاً انسان كاري را براي اين مي‌كند كه ديگران ببينند، در اينجا ديگر از سادگي درآمده و پيچيده شده است، يعني روي صحنه و پشت صحنه دارد.

۳️⃣ انسان حسابگري را كنار مي‌گذارد. حسابگري با سادگي نمي‌سازد و مثلاً اگر در پاسخ به سوال كسي انسان مسائل بسيار را در ذهنش بررسي كند و چرتكه اندازد و حتي نهايتاً هم به اين برسد كه خوب است راستش، يعني عقيدة شخصي‌اش، را بگويد، در اين حالت او صادق بوده است اما ساده نبوده است. سادگي يعني به صرافت طبع عمل كردن در برابر متأملانه عمل كردن.

۴️⃣انسان هيچ ادعايي دربارة خود نمي‌كند، چون اگر قرار باشد كه به مُرّ واقعيت عمل كند واقعيت اين است كه خود را نمي‌شناسد. مثلاً كسي كه تا حالا رشوه نگرفته است اگر بگويد: «من تا حالا رشوه نگرفته‌ام» سخن درستي گفته است، اما اگر بگويد: «من كسي نيستم كه رشوه بگيرد» ادعا كرده است، چون لازمة اين سخن اين است كه واقعيت كل زندگي‌اش را تا آينده در نظر گرفته باشد، كه ممكن نيست.حضرت عيسي مي‌گفت: «ادعا نكنيد، كه پدر من شما را به ادعاها مي‌آزمايد». همواره زندگي چيزي خلاف شناخت انسان از خودش به او نشان مي‌دهد.

۵️⃣انسان نوعي سبك‌باري پيدا مي‌كند و براي خودش قيدوبند نمي‌گذارد. چرا بايد با خود قرار گذاشت كه مثلاً هيچ وقت بين‌الطلوعين خواب نباشيم؟اين هم نوعي فاصله گرفتن از واقعيت است. انسان بايد همواره به خودش به صورت فرايند بنگرد و سعي كند فرآيند بودنش را حفظ كند.

۶️⃣اينكه انسان در زندگي تا جاي ممكن بدون سرّ خواهد بود. هرچه انسان سرّ بيشتري درست كند پيچيده‌تر مي‌شود، مخصوصاً اينكه سرّ سرّي است و انسان براي اينكه بخواهد چيزي را سرّي نگه دارد مجبور مي‌شود چند چيز ديگر را هم سرّي نگه دارد و همين طور اين كار ادامه مي‌يابد و ديگر نمي‌فهمد چه چيز او سرّ است و چه چيزش عيان!

۷️⃣انسان طبيعي به بود ديگران توجه نمي‌كند؛ هر كه خواهد گو بيا و هر كه خواهد گو برو؛ هر كس او را بدين وضعي كه هست پسنديد كه هيچ و هر كس نپسنديد به سلامت! چرا انسان بايد به دليل حضور ديگران خودش را دچار قبض و بسط كند. بنابراين، انسان بايد به زبان حال بگويد كه دل من پذيراي هر كسي است كه گفتار و رفتار (جنبه‌هاي بيروني) من را مي‌پسندد. در اين زندگي معصومانه و عريان، با تمام خوبيها و بديهايي كه دارد، به ديگران توجهي نمي‌شود و بنابراين، از نظر رواقيان، ممكن است كسي اول جنايتكار عالم باشد ولي معصوم باشد، يعني چنان نمايد كه هست. متأسفانه اين سادگي در فرهنگ ما به ساده‌لوحي تعبير مي‌شود و اساساً فرزندان خود را چنان بار مي‌آوريم كه اين سادگي را نداشته باشند و مثلاً از آنها مي‌خواهيم كه در حضور ميهمان رفتار ديگري داشته باشند.

مصطفی_ملکیان،روانشناسی اخلاق،جلسه ۵۶
موسسه پرسش

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها:, , , ,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای