کد خبر: 369953
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - شهریور ۳۱, ۱۳۹۸
۲۱ سپتامبر به نام روز جهانی صلح نامگذاری شده است. در جهانی که هر روز به نوعی به بازتولید جنگ مشغول است این ایده انتقادی مطرح می باشد که “بشر تغییری نکرده است، آنچه تغییر نموده تنها سلاح جنگيدن است”. در نگاه اول این تفکر ذاتگرایانه و حتی اغراق آمیز به نظر می رسد اما... مطالعه بیشتر »

۲۱ سپتامبر به نام روز جهانی صلح نامگذاری شده است. در جهانی که هر روز به نوعی به بازتولید جنگ مشغول است این ایده انتقادی مطرح می باشد که “بشر تغییری نکرده است، آنچه تغییر نموده تنها سلاح جنگيدن است”. در نگاه اول این تفکر ذاتگرایانه و حتی اغراق آمیز به نظر می رسد اما می توان با قبض و بسط آن را پذیرفت.
در این راستا می توان سوالهای مبنایی زیر را مطرح نمود که قلمرو صلح کجاست؟ کدام عرصه ها را شامل می شود؟ آیا می توان بدان دست یافت؟

به نظر می رسد می توان قلمرو صلح را بر اساس قلمروهای تضاد ردیابی کرد. مجموع اقالیم تضاد را می توان به دو اقلیم درون و بیرون تقسیم نمود که اقلیم بیرون خود به چند خرده نظام قابل تفکیک است.

١. اقلیم درون همانا به عرصه ذهنیت باز می گردد آنجا که جهان ذهنی آدمی گشوده می شود. احساسات، تفکرات و امیال مشخصا سه مولفه عمده این اقلیم هستند. جدال و عدم توازن احساسات، تفکرات و غرایز فرد، او را در موقعیت نبردی درونی قرار می دهد که می تواند در صورت تشدید به روان نژندی و در حالت بیمارگونه به روان پریشی منجر شود. چنین جدالی در صورت خارج شدن از دستگاه تعادلی می تواند از درون فرد را دچار بحران کند. مباحث تله های روانی_رفتاری منبعث از طرح واره های ذهنی که در روانشناسی اجتماعی مطالعه می شود، ذیل همین بحث قرار دارند. می توان این تله ها را در یازده عنوان تمیز داد: رها شدگی، بی اعتمادی، محرومیت هیجانی، طرد اجتماعی، وابستگی، آسیب پذیری، نقص و شرم، شکست، اطاعت، معیارهای سختگیرانه، استحقاق. قرار گرفتن فرد در هرکدام از این تله ها می تواند صلح درونی او را با مخاطره مواجه کند.

٢. اقلیم بیرون بر جهان عینی دلالت دارد و در سطوح جامعه شناسی، اقتصاد و سیاست قابل ارزیابی است. اینگونه می توان سه خرده نظام اجتماع، اقتصاد و سیاست را بر آن متصور دانست.
٢.١. خرده نظام اجتماع به روابط بینا فردی دلالت دارد که از سطح خرد (رابطه بین دو انسان) تا سطح متوسط (رابطه بین دو گروه) و سطح کلان (رابطه بین دو جامعه یا دو ملت یا دو فرهنگ وسیع) را در بر می گیرد. تضاد بین ارزش‌ها و هنجارهای فردی و جمعی می تواند تهدیدی بالقوه برای صلح اجتماعی باشد و در صورت فقدان مهارت‌های ارتباطی به جدال عینی منجر شود. جدال زناشویی، دعوای خیابانی، قتلهای ناموسی، جوک سازی های قومی تا کشتارهای وسیع مذهبی نمونه های رایج این خرده نظام هستند. در همه این نمونه ها فقدان فرهنگ مدارا و پذیرش دیگری به چشم می خورد.

٢.٢. خرده نظام اقتصادی را می توان عامل زیربنایی دانست زیرا بیشترین اثر را بر دیگر عرصه ها می گذارد. چه یک تبیین مارکسیستی و چه تبیین مازلو وار را مدنظر قرار دهیم، معیشت و نیازمندی های ابتدایی بشر همانا نیازهای زیستی است. از این حیث فشارهای اقتصادی، فقر، بحران اشتغال، مساله انرژی، کارتل های قاچاق، مواد مخدر و فاصله طبقاتی همه و همه به تضاد اقتصادی معنا می دهند که خود می تواند تهدید جدی برای صلح باشد. گسل پایین شهر_بالای شهر و بزه های خیابانی نظیر کیف قاپی تا اختلاس های مالی یقه سفیدها در مقیاس کوچکتر از این نمونه اند. جنبش وال استریت یا انقلاب های کمونیستی دهه های دورتر از این سنخ هستند. همینطور قاچاق پورن و مخدر در مقیاس جهانی و نیز جنگهای متعدد خاورمیانه بر سر نفت و سوخت های فسیلی را می توان در این سطح ارزیابی نمود.

٢.٣. خرده نظام سیاست یکی از شاخص ترین قلمروهای تضاد است که اهمیت صلح را تشدید می کند. کلیدواژه سیاست همانا قدرت است که در شکل مشروع خود عنوان اقتدار می گیرد. حکومت های ملی در پی تحصیل منافع ملی هستند. گروه های قومی و مذهبی در پی به دست گیری قدرت در جهت ایدئولوژی های خویش می باشند. گروه های فشار و جنبش های شهری یا منطقه ای ذیل تضاد سیاسی هویت یابی می شوند. وقوع دو جنگ جهانی، دهها جنگ منطقه ای و میلیون ها کشته در قرن اخیر داده ای معنادار است که لگام گسیختگی خشونت و شکنندگی صلح را گوشزد می کنند.

در یک جمع بندی باید تصریح نمود که خرده نظام های اجتماع و اقتصاد و سیاست در هم تنیده می باشند. اقلیم های درونی و بیرونی صلح نیز اثر دو سویه بر هم دارند. نمی توان هیچکدام این دو اقلیم وسیع و خرده نظام های زیرین را منفک از سایرین در نظر گرفت چنان که در مثال صلح سبز و رابطه انسان با محیط زیست آشکار می گردد. آنها در یک کلیت بهم پیوسته قابل فهم هستند. بنابراین مفهوم صلح در یک ماتریس قابل درک است و قلمرو صلح بسیط است. تخصص های علمی همچون جامعه شناسی، روانشناسی، علم سیاست و اقتصاد اگرچه فواید خاص خودشان را دارند اما بدون یکدیگر دچار نوعی تقلیل گرایی در پدیدار صلح خواهند شد. صلحی که اگرچه بطور تام دست یافتنی نیست اما پرداختن و تقویت آن ضرورت است.

عباس نعیمی جورشری

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای