کد خبر: 409386
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - ژانویه 4, 2020
راه های افزایش قدرت تخیل عبارتند از : ۱٫سرکارداشتن با هنر اعم از هنر مکتوب (ادبیات ) و هشت هنر غیر مکتوب ۲٫ خلاقیت ریاضی به این راهکار می گویند خلاقیت ریاضی ما ده- دوازده شکل نامدار که بیشتر نداریم ؛ مربع و دایره ، بیضی و … اشکال بی نام در ذهنتان جعل بکنید... Read more »


راه های افزایش قدرت تخیل عبارتند از :
۱٫سرکارداشتن با هنر
اعم از هنر مکتوب (ادبیات ) و هشت هنر غیر مکتوب

۲٫ خلاقیت ریاضی
به این راهکار می گویند خلاقیت ریاضی ما ده- دوازده شکل نامدار که بیشتر نداریم ؛ مربع و دایره ، بیضی و … اشکال بی نام در ذهنتان جعل بکنید بعد احکامشان را استخراج کنید
شکلی که هیچکدام از اینها نباشد مثلا من شکلی را تصور کنم که یک نیم دایره یکی از اجزائش است یک ضلع دیگرش هم یک خط است یک ضلع دیگرش یک خط است یک ضلغ دیگرش یک خط دیگر است به این می گویند خلاقیت ریاضی -ما چون چند شکل نامدار بیشتر نداریم- اشکال بی نام وضع کنید بعد بگویید احکام این اشکال چه هستند .
همانطور که می گوییم مساحت دایره مجذور شعاع ضربدر عدد پی است یا محیط دایره مثلا قطر ضربدر پی است ؛ بیاییم مساحت این را هم تصور کنیم چگونه به دست می آید محیط اینها را و احکام آنها مثلا می گوییم در مثلث متساوی الساقین نیم سازی که از راس می آید …

۳ . تجربه های زندگی دیگر
مثلا مادر بزرگ من نمیتواند تصور کند که آدمی مسلمان نباشد و آدم خوبی باشد؛ آن وقت من دستش را بگیرم ببرمش در چین یا ژاپن بگویم مادربزرگ اینها مسلمان نیستند اما زندگیشان را نگاه کن تمام آنچه تو خوبی میدانی تو زندگیشون هست مگر اینکه … .
می گویند یک عالم سنی و شیعه با هم بحث می کردند و عالم شیعه و سنی بحث می کردند سر خوب و بد بودن عمر ، وقتی همه گفتند و خسته شدند ناگهان به ذهن عالم شیعه این استدلال آمد اگر عمر آدم خوبی بود چرا اسمش عمر بود مگر اینکه مادربزرگ ما هم بگوید چرا اسمشان محمد و حسین و سکینه و رقیه نیست .
دیدن form of life هایی که غیر از form of life های ماست قدرت تخیل ما را افزایش می دهد و شما می بینید هنوز پدران و مادران ما این حرف را میزنند یهودی است ولی خیلی آدم خوبیست یا فلانی مسیحی است این قدر آدم نازنینی است . بدی را که می گویند انگار قرار بوده خوبی منحصر باشد به مسلمانان حالا نمی دانم چه طور شده که یک مسیحی خوب شده !

۴ . سروکار داشتن با برهان های ذوالحدین
در منطق برهانی وجود دارد به نام برهان ذوالحدین یا ذوالقرنین که میگوید یا این کار را باید بکنید یا این کار را میبینید راست می گوید مثلا این کار را بکنید فلان نتیجه را دارد .
حالا می گویند هر چه شما با این موارد سروکار داشته باشید و بتوانید یک شق سوم برایش پیدا کنید که نه به این تالی فاسد دچار شوید نه به آن تالی فاسد که برهان های ذوالحدین را تبدیل کنید به برهانهای ذوالحدود .
مثلا می گویند: یک کسی آمده یک شمشیری را به شما امانت داده به شرط اینکه هر وقت امانتش را خواست بهش پس بدهید بعد آمده میگوید شمشیرم را میخوام میگویم برای چی میخوای میگه میخوام برم سر فلای را ببرم . ما از سویی از لحاظ اخلاقی وظیفه دارم شمشیرش را پس دهیم و از لحاظ دیگری وظیفه داریم کمک نکنیم به کشته شدن یک آدم . حالا اگر شمشیرش را بدهیم ادا امانت کرده ایم اما کمک به کشته شدن مقتول کرده ایم اما اگر ندهیم ادا امانت نکرده ایم ولی کمک به کشته شدن مقتول نکرده ایم .
اما شما می توانید راه های دیگر را تصویر بکنید مثلا شمشیرش را بدهم بعدش با شمشیر خودم در مقابل او می ایستم . این یعنی ابداع شاخه های اول و دوم و سوم n ام .

۵ . فکر کردن به جهان های ممکن
مثلا تصور کنید همه چیز جهان همین که هست بود اما انسان فقط بینی نداشتند ببینید چه چیزهایی از جهان عوض می شد . فرض کنید همه جهان دست به ترکیبش نخورد فقط انسانها بینی نداشته باشند. عینکها را باید گونه دیگری درست کنند .
حالا اگر شما توانستید بیست مورد تفاوت دیگر در جهان بگویید آن وقت هر چه بیشتر بتوانید تخیلتان وسیعتر است من یک وقتی به یکی از دانشجویان گفته بودم او رفته بود بیست و چندتا تغییر در جهان را حدس زده بود .
من یکبار به یکی از دانشجویانم گفته بودم او رفته بود بیست تغییر در جهان را نوشته بود –خیلی تخیل وسیعی داشت ! –
ما باشم می گویم اگر عینکها اینگونه نباشند جا عینکی ها عوض می شود ! اما آیا مورد دیگری به ذهنتان می آید .

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها:,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای