کد خبر: 434963
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - فوریه 7, 2020
اصلاحات یک ضرورت است به این معنا که یا باید راهی یافت و یا باید راهی ساخت و غیر از این حالت دیگری ندارد، اما یکی از مراحل مهم آن تبیین وضعیت و ارائه توضیح روشن از شرایط جامعه است. اما در مورد فرآیند اصلاح اختلاف‌نظر است دولت‌هایی که سنتی هستند اصلاح را مترتب بر... Read more »

اصلاحات یک ضرورت است به این معنا که یا باید راهی یافت و یا باید راهی ساخت و غیر از این حالت دیگری ندارد، اما یکی از مراحل مهم آن تبیین وضعیت و ارائه توضیح روشن از شرایط جامعه است.
اما در مورد فرآیند اصلاح اختلاف‌نظر است دولت‌هایی که سنتی هستند اصلاح را مترتب بر اصلاح کارگزاران می‌دانند و برهمین اساس سخت‌گیری‌هایی را در احراز صلاحیت‌ها اعمال می‌کنند به این معنی که به جای افراد فاسد، افراد سالم و به جای افراد سالم افراد سالم‌تر، به جای افراد سالم‌تر افراد مومن و به جای افراد مومن افراد مومن‌تر در بین کارگزاران وجود داشته باشند.

در چنین نظام‌هایی نهادها را چندان دارای اهمیت نمی‌دانند، بلکه کارگزاران را مهم می‌دانند و میل به خالص‌سازی کارگزاران وجود دارد که البته معمولا نتایج عکس دارد. جریانات اصولگرا معمولا روی این قسمت تاکید دارند و تمرکزی بر نهادها ندارند. معتقدند نهادها را نباید دست زد و باید افراد را اصلاح کرد.

معمولا در نظریه‌های سیاسی گفته می‌شود انسان معمولی بهترین سیاست‌گذار است نه انسان خیلی مهذب، زیرا انسان خیلی مهذب از قیمت گوشت و نان و دغدغه‌های عمومی جامعه خبر ندارد.

این نوع سیستم بحران‌های خودش را نمی‌تواند هشدار بدهد چه برسد به این‌که بتواند خود را اصلاح کند و اگر رهبران سیاسی و مذهبی متوجه خطاهای سیستم نشوند، دچار خطاهای سنگینی خواهد شد. ما چاره‌ای نداریم جز این‌که نظام سیاسی ما اتومات شود در نظام‌های دستی قانون معمولا تابعی از نظر رهبران است و بیشتر تشریفاتی است و راه به جایی نمی‌برد. البته قانون هست و به مواد قانونی هم استناد می‌شود ولی مواد قانونی به سمتی حرکت می‌کند که قانون را سوری می‌کند در حالی که در نظام‌های خودگردان قانون خصلت نهادی دارد.

قانون شورای نگهبان را ملزم نمی‌کند که احزاب را در تعیین کاندیدا دخالت دهد چرا که در قانون اساسی الزامی در اصل ۲۶ وجود ندارد که احزاب باید حضور موثر در انتخابات داشته باشند. بنابراین شورای نگهبان می‌تواند تفسیر کند که انتخابات احتیاجی به احزاب ندارد و احزاب به جای این‌که به موتور انتخابات تبدیل شود به کسانی تبدیل می‌شوند که باید انتخابات را هول بدهند.

در برخی جوامع اولویت استقلال و امنیت نسبت به آزادی مهم‌ترین اشکال کار است. عموما در این جوامع به دلیل شرایط موجود استقلال به صورت کامل تدوین نمی‌شود و امنیت کامل هم تامین نمی‌شود لذا هیچ‌ وقت نوبت به آزادی نمی‌رسد و جریاناتی که به سمت اصلاح تاکید دارند به ستون پنجم یا اخلالگران سیستم تعبیر می‌شوند.

: استبداد یک پدیده است مانند یک بیماری و مرد و زن، پیر و جوان و مومن و ماتریالیسم تفاوتی ندارند زیرا استبداد از صفات عرفی آدم‌ها نیست بلکه تاکید تهدید ذاتی جوامع است.

هرچقدر این فساد از راس سیستم و ارزش‌های بنیادی دور شود و جاهای دیگری فعال شود به نفع جامعه است. احزاب می‌تواند فساد را از ارزشهای بنیادی و نهادهای مهم به سیستم‌های حزبی و کارگزاری منتقل کنند.

هیچ‌گاه یک سیستم سیاسی آری از فساد نخواهد شد، بلکه می‌توان فساد را کنترل کرد و آن را از راس سیستم و ارزشهای بنیادی به بخش‌های میانی آورد.

اگر شش فقیه شورای نگهبان عادل باشند و همه مجلس شورای اسلامی و کابینه هم عادل باشند فساد تولید خواهد شد چون این ربطی به عدالت ندارد. راه‌حل آن تنها اصلاحات نهادی است و یکی از اصلاحات مهم این است که شورای نگهبان، احزاب را در حوزه انتخابات مورد توجه قرار دهد.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها:, ,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها