کد خبر: 481668
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - آوریل 11, 2020
بحران کرونا با همه تلخی‌هایش برای افرادی مانند من که در حوزه تحلیل سیستم‌های پیچیده فعالیت می‌کنند نکات مثبتی دارد چرا که از این پس برای توضیح یک وضعیت بسیار پیچیده مثال و مصداقی در دنیای واقعی داریم. بحران کرونا ارزش و لزوم تفکر سیستمی را به ما یادآوری می‌کند. یکی از دلایل شکست ما... Read more »

بحران کرونا با همه تلخی‌هایش برای افرادی مانند من که در حوزه تحلیل سیستم‌های پیچیده فعالیت می‌کنند نکات مثبتی دارد چرا که از این پس برای توضیح یک وضعیت بسیار پیچیده مثال و مصداقی در دنیای واقعی داریم.

بحران کرونا ارزش و لزوم تفکر سیستمی را به ما یادآوری می‌کند. یکی از دلایل شکست ما در برابر این ویروس در کنار فقر اطلاعات و دانشی که همیشه داشتیم و خواهیم داشت، نحوه نگرش ما به برنامه‌ریزی و الگوی نامتوازن توسعه بوده است.

چه برداشت و تعریفی از امنیت داریم؟

اگر بهترین متخصصان صنعت خودرو را در اتاق‌های جداگانه قرار دهیم و آنوقت یکی بهترین موتور و دیگری بهترین گیربکس و نفر بعدی بهترین چرخ را طراحی کند هم نمی‌توانیم با گرفتن این طراحی‌ها و سوار کردن آنها روی هم بدون تعامل این متخصصان با یکدیگر بهترین خودروی جهان را بسازیم. بنابراین مهم است که این بهترین‌ها در کنار هم فعالیت و تعامل سیستمی داشته باشند.

این نکته نیز مهم است که ما امنیت را چطور فهمیدیم و تعریف کردیم و برایش برنامه‌ریزی کردیم. شاید بحث‌هایی مانند امنیت نظامی و امنیت اطلاعاتی نیاز به توضیج نداشته باشد اما برای دیگر حوزه‌ها نیز ما امنیت را تعریف کرده و بخشی کرده‌ایم. برای نمونه امنیت غذایی با تاکید بر اهمیت دسترسی به منابع غذایی، امنیت آبی با تاکید بر حق دسترسی به آب و امنیت اقتصادی و اجتماعی و سیاسی را با همان نگاه تعریف کردیم اما امروز می‌بینیم که وقتی به جهان نگاه می‌کنیم سیستم‌هایی که فکر می‌کردند امنیت اطلاعاتی و نظامی و اقتصادی قوی دارند و برای نمونه ارتش حسابی و موشک‌های فراوانی داشتند نیز در برابر یک ویروس کوچک میکروسکوپی زمین‌گیر و ناتوان شده‌اند.حتی بزرگترین رهبران قلدر دنیا که در اویل این داستان سعی کردند دروغ بگویند و اهمیت آن را نادیده بگیرند و افکار عمومی را منحرف کنند نیز امروز زمین‌گیر شدند و در برابر این ویروس به زانو درآمده‌اند.

باید امنیت انسانی هدف اصلی برنامه‌ریزی‌ها باشد

وقتی مفهومی به نام امنیت که قرار است یک مفهوم سیستمی باشد را بخشی می‌کنیم، آنوقت به تعارض‌ها دامن می‌زنیم. امنیت ابی در برابر امنیت غذایی قرار می‌گیرد و امنیت حوزه سلامت در برابر امنیت اقتصادی می‌ایستد. بدین ترتیب ما نمی‌توانیم تصمیم بگیریم و در این موارد باید بالا و پایین کنیم و الویت تعیین کنیم. این الویت‌ بندی‌ها در خیلی موارد هم می‌تواند غیراخلاقی یا غیردرست باشد و یا به ایجاد بحران‌های تازه دامن بزند.

باید امنیت انسانی را به عنوان هدف اصلی این برنامه‌ریزی‌ها لحاظ کنیم. باید متوجه این مساله باشیم که با امنیتی‌کردن حوزه‌ها و نگرش بخشی در نهایت نمی‌توانیم موفق باشیم.

اگر فردی که در حوزه نظامی و اطلاعاتی کار می‌کند، بدون همکاری متخصصان حوزه آب و سلامت و اقتصاد و دیگر حوزه‌ها نمی‌تواند در کارش موفق باشد به همین شکل متخصصان حوزه محیط زیست و فعالان حوزه آب نیز باید بدانند که بدون اصلاح الگوی توسعه اقتصادی کشور قادر به تغییر نخواهند بود. چنانچه برای تغییر در حوزه آب ناگزیر هستیم که متوجه الگوی کشت و تغییر آن باشیم و به همین ترتیب دیگر حوزه‌های مرتبط. خلاصه اینکه اگر اینها را در برابر هم قرار دهیم بازنده در واقع اجتماع و جامعه و انسان خواهد بود.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای