کد خبر: 618923
تعداد نظرات: 0 نظر
تاریخ انتشار: - ژانویه 21, 2021
اگر بپذیریم که آموزش رایگان حق عمومی بشر است در این صورت در باب نسبت آموزش و ساحت اجتماعی می توان سرفصل هایی تامل برانگیز گشود. آموزش در مجموعه ساختار اجتماعی چه جایگاهی دارد؟ تحت تاثیر طبقه اجتماعی چه تغییری می کند؟ آیا خصلت های اقتصادی زیستن بر فرماسیون آموزش اثر گذار است؟ این اثرگذاری... Read more »

اگر بپذیریم که آموزش رایگان حق عمومی بشر است در این صورت در باب نسبت آموزش و ساحت اجتماعی می توان سرفصل هایی تامل برانگیز گشود. آموزش در مجموعه ساختار اجتماعی چه جایگاهی دارد؟ تحت تاثیر طبقه اجتماعی چه تغییری می کند؟ آیا خصلت های اقتصادی زیستن بر فرماسیون آموزش اثر گذار است؟ این اثرگذاری در چه سطحی قابل بحث می باشد؟ این پرسش ها و پرسش هایی از این دست در جهان کرونا زده، جلدی نو بر تن نموده اند و نسخه ای جدید عرضه کرده اند. این نسخه ها در کشورهای کمتر توسعه یافته همچون ایران، نمود متفاوتی نیز دارند. در این رابطه نکات زیر قابل بحث است:

✒️۱. در فهمی جامعه شناختی می توان از پنج نهاد ثابت در ادوار تاریخ بشر نام برد که زاینده دیگر نهادها بوده اند. خانواده، آموزش، اقتصاد، حکومت، دین. این پنج نهاد در خصلتی “فرامکانی” و “فرازمانی” قابل ردیابی هستند. از این حیث در همه بازه های تاریخی و در قلمروهای جغرافیایی مختلف حضور دارند. آنها اگرچه نمودهای متمایزی داشته اند و ریخت شناسی متنوعی را آشکار نموده اند لکن عناصر ثابت زیست اجتماعی بوده اند. بنابراین این ادعا قابل طرح است که عناصر مذکور دارای درهم تنیدگی ویژه ای می باشند بدان معنا که تغییر در هر کدام بر تجلیات دیگری موثر است. رابطه آموزش و اقتصاد نیز از این زمره خواهد بود.

۲. مباحثی نظری در تحلیل ساختار اجتماعی وجود دارد که تلاش می کند روابط اجزا را بر اساس “زیربنا_روبنا” توضیح دهد. مارکس اقتصاد را در جایگاه زیربنا می نشاند و سایر موارد را به خصایل روبنا ارجاع می دهد. البته این فهم از آرای مارکس ساده گرایی است لکن می توان با مسامحه آن را پذیرفت. دارندورف در نقد مارکس، قدرت را پاشنه آشیل بحث قرار می دهد که احتمالا دقیق تر است. پارسونز این خصلت را برای تک تک ساب سیستم ها قائل است. هگل _در جهتی دیگر_ جهان ذهنی را محل تاکید می داند. گرامشی بر هژمونی تاکید می نماید که از جنس فرهنگ و سیاست است. آنچه در این نظریه ها و نظریه های هم ردیف، قابل مشاهده است اینکه اقتصاد چه در جایگاه زیربنا چه هم سطح یا روبنا بر نهاد یادگیری اثر مستقیم دارد. آن را تحت شعاع قرار می دهد. کیفیت و کمیت آموزش در قالب معیشت شکل می گیرد. اگرچه تنهاعامل موثر نیست.

۳. نهاد آموزش در جهان جدید تحت الشعاع عقل مدرن قرار دارد. علم نوین خصلت هایی را به نمایش می نهد که متمایز از معرفت های کهن است. مدرسه و دانشگاه همچون ظرف هایی عمل می کنند که مسولیت شکل دهی ذهنی و آیینی را بر عهده دارند. تفکر را در مسیر تحقق کانالیزه می کنند. آداب جمعی را فرم می دهند. زیست انسانی را در قالب هایی نمادین برساخت می نمایند تا با همایشی بزرگ در مناسبات روزمره مواجه باشیم. گردهمایی شدیدا نمادین و آیینی که به جهان ذهنی، خصلتی پیچیده می دهد و در عین حال بر الگوهای تکرار شونده ای استوار است که همه چیز را به نمایشی ساده در می آورد. طبقه یکی از این الگوهای آیینی است که همه چیز انسان را دستکاری می کند. “امر انسانی” الزاما “امری طبقاتی” می شود از آنجا که به معیشت خویشتن گره می خورد. این الزام یک وجه نمادین و آیینی است بی آنکه چندان ارادی باشد. گویی معیشت و طبقه به مثابه یک قالب ذهنی عمل می کند که در سطحی خرد، رفتار فردی را می سازد و در سطوح میانی و کلان به بازتولید ساختار اجتماعی می انجامد.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: برچسب‌ها:, , , ,
ارسال به دوستان
انتشار یافته: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ها
چندرسانه ای